کلیت هشت سال دفاع مقدس و جنگ نرم

این روزها سخن از جنگ نرم بسیار شنیده می شود.در مطبوعات،رسانه ها،مدارس و دانشگاه ها همه جا سخن از جنگ نرم است.اما سوال اصلی اینجاست که جنگ نرم چیست؟از سوی چه کسانی تهیه و طراحی شده و هدف آن چه می باشد؟

مفهوم جنگ نرم Soft Warfare در برابر مفهوم جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع می شود .اگر در جنگ سخت از ابزار های قدرت سازی مانند ارتش،نیروهای مسلح،واحدهای زرهی و ....برای تصرف خاک،منابع طبیعی و یا سرنگونی یک نظام سیاسی استفاده می شود، مفهوم جنگ نرم با قدرت نرم و ابزارهای قدرت ساز نرم قابل تفسیر است.مفهوم جنگ نرم بر اساس مولفه های قدرت سخت شکل نگرفت.بلکه مولود ساختار و چارچوبی دیگر بود که در ادبیات سیاسی جهان به قدرت نرم مشهور است.ژوزف نای استاد مطرح علوم سیاسی بزرگترین نظریه پرداز جنگ نرم است. نای در مورد قدرت نرم می نویسد: قدرت نرم توجه ویژه به اشتغال ذهنی جوامع دیگر از طریق ایجاد جاذبه است و زمانی یك كشور یا یك جامعه به قدرت نرم دست می یابد كه بتواند اطلاعات و دانایی را به منظور پایان بخشیدن به موضوعات مورد اختلاف به كار بندد و از اختلافات به گونه ای بهره برداری نماید كه حاصل آن گرفتن امتیاز باشد. یكی از نمونه های قدرت نرم می تواند كاربرد رسانه های جمعی در مناقشات باشد، رسانه می تواند جایگزین فشار نظامی گردد. در اینجا ما دیگر شاهد اعمال زور و اجبار نیستیم، بلكه اقناع افكار عمومی از طریق جنگ رسانه ای صورت می گیرد.نظریه پردازان قدرت نرم قلمرو و ابزارهای مورد استفاده در جنگ نرم را، موارد زیر می دانند:

ارزشهای بازیگر عرصه بین المللی، فرهنگ،خط مشی ها و نهادها

جنگ سایبری،اینترنت و جنگ نرم:

جنگ سایبری از زیر مجموعه های جنگ نرم است. امروزه با پیچیده‌تر و کوچک‌تر شدن جهان به واسطه رشد فزاینده وسایل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت و ماهواره معادلات گذشته در تنظیم روابط بین کشورها تا حدود زیادی به هم خورده و جای خود را به معادلات جدیدی داده است؛ به گونه‌ای که به جای به کارگیری مستقیم زور، توجه قدرت‌ها به استفاده از قدرت نرم و ایجاد تغییرات از طریق مسالمت‌آمیز با به کارگیری شیوه‌های نوین مداخله در امور داخلی کشورها جلب شده است. جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد.

جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد.

جنگ روانی، جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی از اشکال جنگ نرم هستند. جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقه‌های فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی – اجتماعی حاکم تزلزل و بی‌ثباتی ایجاد کند.

فضای سایبر، فضایی است مجازی که به واسطه ابزاری غیرفیزیکی، کارکردی دوگانه دارد: هم باعث ارتقا سطح فکری و هم باعث تشویش اذهان عمومی و شست و شوی مغزی می شود.

ما برای شناخت فرصتها و تهدیدات در عرصه جنگ نرم در حوزه سایبر باید ابزارهای های موجود را بشناسیم و بدانیم کدامیک از اینها، ارتباطات بیشتر را برقرار می کنند و قدرت نفوذ بیشتری دارند. دانشمندان علوم ارتباطات 3 موج اصلی را در انقلاب ارتباطات و رسانه از هم تمییز می دهند:موج اول رسانه های چاپی(printed media) مانند کتاب، مطبوعات و نشریات،موج دوم رسانه های تصویری و صوتی(Visual media) مانند تلویزیون یا ویدئو و موج سوم رسانه های دیجیتال (Digital media) مانند چند رسانه ای ها و یا اینترنت.

در عصر موج اول و موج دوم رسانه ها، جریان انتقال اطلاعات از فرستنده به مخاطب یک سویه بود یعنی اطلاعات از یک

منبع برای مخاطب، چه شنونده و چه بیننده، ارسال می شدند. در واقع، رسانه ها، یک طرفه، هر چیزی را که می خواستند، انتقال می دادند به مخاطبین. متصدیان این نوع رسانه ها، دولت ها به خصوص دولت های ثروتمند ،سرمایه داران و لابی های قدرت بودند. در سطح بالاتر، این رسانه ها در انحصار ابرقدرت ها یعنی آمریکا و شوروی سابق بودند. از اواخر دهه 80 میلادی، با ظهور کامپیوتر و متعاقب آن ایجاد شبکه جهانی وب و اغاز موج سوم رسانه ها، فضا از آن حالت یک سویه درآمد و دوسویه شد و به خاطر آغاز فعالیت اینترنت ، کاملا از گذشته متمایز شد. این امر بدان علت بود که اینترنت و فضای مجازی، فضا را برای شنیدن صداهای مختلف مساعد می کرد. این فضا به خاطر ابزاری سخت افزاری در انحصار قدرت و پول نبود. این تحول در کل جهان رخ داد، ابتدا در کشورهای توسعه یافته، بعد در کشورهای در حال توسعه و بعد حتی در کشورهای توسعه نیافته.

در واقع اکنون این فضا و این ارتباط دیگر حتی دوسویه هم نیست و باید بگوییم چندسویه است و در واقع کشورهای مجازی در فضای سایبر درست شده، که هر کدام شامل چند شهر می شوند و اهالی آنها با هم مرتبطند در حالی که هیچ وقت همدیگر را ندیده اند و ممکن است گاهی در آن فضا جمع صنفی تشکیل داده باشند.

فضای سایبری فرصت یا تهدید:

اینترنت این رسانه جدیدی که در دنیا ایجاد شده، در ابتدا در کشور ما ابزاری بود ناشناخته، که در فهم عموم نبود. در واقع چون این فناوری برونزا بود و از بستر اجتماعی و فرهنگی جامعه ما برنخاست ما همواره از آن یک قدم عقب بودیم .در سالهای ابتدای دهه 70 که اینترنت وارد کشور شد ، حتی دانشگاه ها و دانشگاهیان هم فاقد علم و تخصص کافی در این زمینه بودند.چون که این فناوری غربی بود که از ما یک قدم جلوتر بود همواره ما دربرابر آن حالت انفعالی داشتیم و ویژگی های تهدیدزای آن برای ما بیشتر بود. اما پس از مدتی در جریان نظام، برخی سازمانها به ماهیت دوگانه این رسانه پی بردند و به دنبال فرصت زایی در آن رفتند. حوزه های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی و کلیه مراکز وابسته به رهبری در این جهت فعالیت کردند. نمی گویم صددرصد موفق بودند، ولی اقداماتی کردند. به این صورت که مؤسسات دینی نفوذ کردند، در چت روم ها. مناظراتی در چت روم ها قرار دادند. در شبکه های اجتماعی مثل Facebook، نفوذ کردند و تولید اطلاعاتی به نفع دین و به نفع فرهنگ، کردند.

از نگاه بنده عرصه رسانه های نسل سوم فضای بهتری برای جنگ نرم با دشمن است. چرا که امروزه فضای ارتباط اجتماعی زیادی در اینترنت ایجاد شده و جمع‌های مجازی فراوانی در اینترنت بوجود آمده که فرهنگ‌های سنتی و مذهبی و خرده فرهنگ‌های جدید و زیادی را به گردهم آورده است.امروز با وجود شبکه تارنمای جهانی دیگر وحشت گذشته که مدرنیسم را عامل همسانی جهان و از بین‌بردن فرهنگ‌های ضعیف و حاشیه ای می‌‌دانست وجود ندارد.

خلاصه کلام اینکه اینترنت بازاری است که در سطح جهان گسترده است و در آن همه چیز یافت می شود و هرکس به فراخور حال ، خوشه ای از آن بر می گیرد. کاربران زیادی روزانه به اینترنت سر می زنند و از امکانات آن بهره می گیرند و در همین حال افراد سودجو با ایجاد سایت های خاص خود سعی می کنند تا این مشتریان رابه سمت خود جلب نموده و به مقاصدخود نائل آیند ، از طرفی بسیار ی از مراکز علمی ، تجاری ، فرهنگی و خبری و ... نیز به دنبال استفاده صحیح و یا سودجویانه از این شاهراه اطلاعاتی هستند و بدین لحاظ با ایجاد سایت های مناسب مترصد انجام امور مثبت می باشند.

استراتژی های جنگ نرم در فضای سایبری:

قرآن می فرماید: فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْكُمْ.شاید یک تفسیر این آیه این باشد که با همان ابزاری که به جنگ شما می آیند باید به جنگ دشمنان اسلام رفت. لذا پاسخ تهدید نرم، مقابله نرم است. پاسخ مبارزه علمی، مبارزه علمی است.

باز در قرآن آمده: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ .این آیه به این مساله اشاره دارد که ما می بایست از تمامی ظرفیتهای ممکن خود در جنگ نرم بهره جوییم.

لذا راهبردهای ذیل برای جنگ نرم سایبری در این مقطع پیشنهاد می شود:

1-راهبردهای پاکسازی:

یکی از ابزارهای اصلی جنگ نرم دشمن سایتهای مستهجن و پورنوگرافی است.آنها موارد مستهجن درست می کنند. سایت های کذایی خلاف اخلاق درست می کنند و صبح تا شب به خورد جوانان می دهند و جوانی که می آید به فضای اینترنت، شست و شوی مغزی می شود. این گونه حملات باید با فیلترینگ و محدود سازی دسترسی کاربران ایرانی و از سوی دیگر پاکسازی وب از لوث آنها انجام پذیرد.

2-راهبردهای آگاه سازی:

آگاهی رکن دوم مبارزه با جنگ نرم سایبری است.اغتشاشات سال گذشته محصول اطلاعات نادرستی بود که این شبکه

ها به افکار عمومی وارد کرده بودند.راهبرد دوم این است که این عملیات روانی را برای مردم توضیح بدهیم و به آنها بفهمانیم که فضای سایبر فضای شکننده ای است که ممکن است اصول اعتقادی آنها را تخریب کند. ما باید مردم را آماده کنیم برای دفع عملیات دشمن. چون این تقابل و مواجهه شرق و غرب مال الآن نیست.

از طرف دیگر مدیریت کشور باید با افزایش کارایی خود مشکلاتی را که بهانه می دهد به دست دشمن رفع کند، چون اغتشاشات شهری از همین نقطه آغاز شد.

3-راهبردهای حضور در شبکه های اجتماعی و مقابله به مثل:

یکی از ابزار های مهم دشمن در جریان جنگ نرم سایبری در این راستا، سایتهای شبکه های اجتماعی اینترنتی و شبکه های وبلاگی هستند.اگر چه کشورهای حامی و بنیان گذار در آن تبلیغ مستقیم ندارند، اما با ایجاد زمینه طرح و نشر مباحث مورد علاقه و به صورت مثلاً بی طرف به مدیریت افکار عمومی می پردازند. اگرچه هک نمادین این سایت ها توسط هر گروهی به هر شکل می تواند یک پاتک خوب برای شروع علیه این جریان باشد، اما نمی توان صرفا با هک یا فیلترینگ آثار این گونه جنگهای نرم را کاهش داد.بلکه ورود سازمان یافته به این شبکه های اجتماعی توسط افسران جوان عرصه مبارزه با جنگ نرم و تولید وانتشار اطلاعات مبتنی بر حقایق وبصیرت سیاسی از راهکارهای مبارزه موثر در این عرصه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 21:52  توسط حامد جلیل نژاد | 

 

- امروزه با توجه به وسعت دنیای ارتباطات و فن آوری های اطلاعاتی و گسترش رسانه های اینترنتی و مجازی ، تهاجم کشورهای استکباری از حالت جنگ نظامی و سخت (Hard war ) خارج و به جنگ نرم(soft war ) تغییر ماهیت داد ه است.

جنگ نرم به هر گونه اقدام روانی و تبلیغاتی گفته می شود که هدف آن جامعه یا گروه است و عمده تفاوت آن با جنگ سخت (نظامی ) ، عدم درگیری و استفاده از سلاح های نظامی می باشد زیرا در جنگ نرم از سلاح های تبلیغاتی ، اعتقادی استفاده می شود؛ به تعبیر دیگر جنگ نرم استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن است، به منظور تاثیر گذاری بر عقاید ، فرهنگ ، سیاست ، احساسات ، تمایلات ، رفتار و مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی می شود است.

جنگ نرم مسئله ی نوینی نبوده و از سبقه ی تاریخی برخوردار می باشد، بدان صورت که در ابتدا چهره ی ساده ای داشته یعنی به صورت شایعه پراکنی،دروغ و اهانت بوده اما با گذشت زمان و تحولات و پیچیدگی های روز افزون اجتماعی، این رویکرد نیز پیشرفت نموده و از پیچیدگی، ظرافت و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار گشته است، حال این تفکر که حمله رسانه های مخالف به جبهه ی جمهوری اسلامی ایران در جنگ نرم از سال 1388 ( پس از انتخابات ریاست جمهوری ) آغاز شده است تفکری کاملاً خام و عبث است.

جنگ نرم به هر گونه اقدام روانی و تبلیغاتی گفته می شود که هدف آن جامعه یا گروه است و عمده تفاوت آن با جنگ سخت (نظامی ) ، عدم درگیری و استفاده از سلاح های نظامی می باشد زیرا در جنگ نرم از سلاح های تبلیغاتی ، اعتقادی استفاده می شود

ازآنجایی که دشمن بر اساس تجربه دریافته است که تغییر نظام و افکار عمومی، دیگر به هیچ عنوان با روش هایی از قبیل جنگ نظامی و زور تحقق نمی یابد؛ به طراحی جنگ نرم و اشاعه ی تفکر لیبرال دموکراسی پرداخته و بدان دلیل که این نوع جنگ هنوز هم تا حدودی در میان مردم ناشناخته است، اکثرا به خطرات این جریان واقف نیستند و چون جنگ نرم از ظرافت خاص و مراحل متنوعی برخوردار است، با عوام فریبی و به آهستگی پیش می رود ناخود آگاه به دام آن گرفتار می شوند.

جنگ نرم به دلیل پیچیدگی و اتكاء به قدرت نرم از ویژگی های متنوعی برخوردار است كه مهمترین آنها عبارتند از :

1) جنگ نرم در پی تغییر قالب های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی آن است.

2) آرام ، تدریجی و زیرسطحی است.

3) در جنگ نرم تصویری شكست خورده ، ناامید و مأیوس از حریف ارائه می شود و در مقابل ، مهاجم با نمادسازی و تصویرسازی و خود را پیروز و موفق نشان می دهد و در اینجاست كه عملیات روانی با توانی فوق العاده صورت می گیرد.

4) پایدار و بادوام است یعنی نتایج جنگ نرم در صورت موفق بودن ، پایدار و با دوام خواهد بود.قابل ذكر است كه هدف جنگ نرم تغییر باورها و اعتقادات است و چنانچه این تغییر صورت پذیرد ، یا گذشت به حالت اولیه به راحتی امكانپذیر نخواهد بود .

5) جنگ نرم با تحرك و جاذبه دار است. جنگ نرم به تدریج و آرام شروع می شود و در نقطه ی به دلیل ایجاد جاذبه های كاذب و با گذشت زمان ، بسیاری از بازیگران و حتی بازیگردانان آن به صورت خواست و ناخواست از درون جامعه مورد هدف با استخدام كارگذاران به این جنگ در می آیند.

6)جنگ نرم با خلق از ارزشهای جدید ، اسطوره سازی و نماد سازی ، هیجان ساز است.این نوع جنگ از احساسات جامعه ، نهایت استفاده را می برد به طوریكه از اركان مهندسی جنگ نرم مدیریت احساسات است.به این صورت كه تلاش می شود از عواطف و احساسات جامعه مورد نظر برای نفوذ در افكار و اندیشه ها در جهت ایجاد دگرگونی در باورها استفاده می شود كه در نتیجه بحران آفرین می گردد.

7) جنگ نرم آسیب محور است. آسیبهای اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، و میدان مانور جنگ نرم است. دشمنان در جنگ نرم با شناسایی نقاط آسیب جامعه مورد نظر در حوزه های ذكرشده ، فعالیت های خود را سامان داده و با خلق آسیب های جدید ، بر دامنه تحركات خود می افزایند.

8) جنگ نرم چند وجهی است. پر دامنه بودن و برخوردداری از وجوه مختلف از دیگر ویژگیهای جنگ نرم است، د راین جنگ از تمامی علوم ، فنون ، شیوه ها و روشهای شناخته شده و ارزشهای موجود استفاده می گردد.

9) جنگ نرم تضاد آفرین است . جنگ نرم از محیطهای آسیب دار در جامعه شروع می شود و با ایجاد گسل های متعدد در بخشهای گوناگون جامعه و از طریقه متفاوت كردن باورها ، ارزشها و شكل دهی به رفتارهای جدید ، اعضای یك جامعه را در برابر همه قرار می دهد. تضادهای بوجود آمده از طریق جنگ نرم ، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را بر هم زده و زمینه های بروز بحران و درگیریهای داخلی را فراهم می سازد ، بنابراین تخریب و وحدت ملی یكی از پیامدها و ویژگیهای جنگ نرم است.

جنگ نرم مسئله ی نوینی نبوده و از سبقه ی تاریخی برخوردار می باشد، بدان صورت که در ابتدا چهره ی ساده ای داشته یعنی به صورت شایعه پراکنی،دروغ و اهانت بوده اما با گذشت زمان و تحولات و پیچیدگی های روز افزون اجتماعی، این رویکرد نیز پیشرفت نموده و از پیچیدگی، ظرافت و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار گشته است

10) جنگ نرم تردیدآفرین است . ایجاد تردید و بدبینی نسبت به بسیاری از مسائل یك اصل و قاعده است حركت در این جنگ با خلق تردید و ایجاد ناامیدی و یاس شروع می شود و برای توفیق با نوپردازی به صورت ظریف و آرام در باورها و اعتقادات اساسی تردید ایجاد می وشد و به مرور بر دامنه این تردیدها افزوده شده تا د رنهایت به ایجاد تغییرات اساسی در ارزشها و باروها دست یابند.

جنگ نرم از ابزار روز استفاده می كنند در این نوع جنگ ، از پیشرفته ترین تكنیك ها ی روز استفاده می گردد . فضای مجازی و سایبری ، محیط اصلی جنگ نرم در شرایط كنونی به حساب می آید .این فضا ، امكان اغواگری با ایجاد جاذبه های گوناگون و خلق بسترهای لازم برای سوار شدن به امواج احساسات را به خوبی فراهم می سازد.

اکنون با شناخت نسبی جنگ نرم باید بدانیم که چگونه باید به مقابله ی با این رویکرد برخیزیم و از آن جایی که این جنگ با ظرافت عمل می کند متقابلا باید با ظرافت خاصی با آن به تقابل برخاست و برای خنثی سازی اهداف طراحان جنگ نرم ضروری است که جوانان و بالاخص دانشجویان که هدف اصلی این جریان هستند با هوشیاری و بصیرت بیشتری در جهت تحلیل و بررسی اقدام نمایند شایان ذکر است که برخورداری از طرح و برنامه برای مقابله با توطئه دشمنان و فراتر از آن به دست گرفتن ابتكار عمل و تهاجم به طرح ها و نقشه های آنان در زمینه شبیخون فرهنگی و تشكیل ناتوی فرهنگی و به تعبیر دیگر درگیر كردن دشمنان در خانه خود و در محل منافع آنان ، در این عرصه بسیار مهم است. دشمنان ایران اسلامی اکنون با جنگ نرم و شبیخون فرهنگی به جنگ با اسلام و جوانان ما آمده اند و فعالیت های فرهنگی بهترین سلاح برای مقابله با جنگ نرم است، به همین منظور باید هر چه بهتر ابزار آلات فرهنگی را مهیا کنیم تا با توجه به رویکرد دشمن هر چه سریعتر فروزندگی و روشنایی فرهنگی بیشتر شود، زیرا از اساسی ترین روش های مقابله با این رویکرد، تاکتیک های فرهنگی است.

در این نوع جنگ، مركز اصلی فرماندهی، هدایت و كنترل برنامه های ضربتی و حملات مختلف دشمن، هم در خارج و هم در داخل مرزهای جغرافیایی هر كشوری می تواند باشد و بازی گران این جنگ نیز عده ای فریب خورده ناآگاه خودی هستند كه خواسته یا ناخواسته بازیچه ی دست دشمن شده اند، در جنگ نرم اغلب نیروها از نوع خودی هستند كه بنابه دلایلی فریب خورده و به اردوگاه دشمن پیوسته اند، حال فرماندهی مقابله با چنین جنگی از حساسیت و ظرافت خاصی برخوردار است، چرا كه از یك طرف فرماندهان این جبهه باید با شیوه های روانشناختی افرادی كه ناخواسته درخواب غفلت گرفتار شده و فریب دشمن خورده اند را از این خواب گران بیدار كنند و از آنان بخواهند تا در جبهه دشمن قرار نگیرند و از طرف دیگر، فرماندهان این جبهه باید بسیار مراقب حمله و ضد حمله دشمن باشند تا مبادا خساراتی به ارزش های جامعه وارد آید، چون ضربه جنگ نرم مثل جنگ نظامی فقط ویرانی اماكن عمومی یا نظامی و كشته و مجروح شدن جمعی از مردم را به دنبال ندارد بلكه انهدام تمامی ستون های زیربنایی و ارزش های مهم كشور در دستور كار جنگ نرم قرار دارد و هر نوع خساراتی كه از جانب حملات جنگ نرم به كشورها وارد آید قطعا یا جبران ناپذیر است و یا سال های سال طول خواهد كشید تا آن ضربات و زخم های به وجود آمده التیام یابد.

حال کاملا واضح و مبرهن گشت که این جنگ از چه میزان پیچیدگی و ظرافتی برخوردار است و از این رو برای مقابله با جنگ نرم باید از ابزارهای نرم استفاده كرد به بیان دیگر باید گفت كه قطعاً مقابله با این جریان باید از جنس خود آن باشد که در زیر به چند نمونه از این راه ها اشاره می کنیم.

در این نوع جنگ، مركز اصلی فرماندهی، هدایت و كنترل برنامه های ضربتی و حملات مختلف دشمن، هم در خارج و هم در داخل مرزهای جغرافیایی هر كشوری می تواند باشد و بازی گران این جنگ نیز عده ای فریب خورده ناآگاه خودی هستند كه خواسته یا ناخواسته بازیچه ی دست دشمن شده اند

اصول مقابله با جنگ نرم عبارتند از:

1- خلع سلاح روانی اپوزیسیون

2- تبدیل جنگ نرم دشمن به فرصتی برای افزایش قدرت نرم

3- افزایش بصیرت

4- استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقلیت ها

5- افزایش محصولات فرهنگی تاثیر گذار بر جامعه

6-استفاده از دیپلماسی عمومی

7- زدودن فضای تهمت زنی و شایعه سازی

8- افزایش امید به پیشرفت در جامعه

9- عملیات روانی متقابل

10- تشکیل اتاق فکر دانشجویی

از موارد مذکور سه مورد از اهمیت بالایی برخوردار هستند که به شرح آن ها می پردازیم:

الف) تبدیل جنگ نرم دشمن به فرصتی برای افزایش قدرت نرم:

برای تبدیل جنگ نرم به فرصتی مناسب باید منابع قدرت نرم کشور از چهار مرحله ی زیر عبور کند:

1)شناسایی:

بدان معنا که منابع قدرت را جامعه را مورد شناسایی و ارزیابی قرار دهیم.

2)تبیین:

در این مرحله باید منابع شناخته شده را مورد ارزیابی و اولویت بندی قرار دهیم تا جایگاه استفاده از آنها مشخص گردد.

3)تقویت:

پس از شناخت و ارزیابی ، باید به بررسی و تحلیل منابع مورد نظر بپردازیم تا نقاط ضعف و قوت آنها مشخص و مواضع ضعف، رفع و مواضع قوت، تقویت شود.

4)سازماندهی:

این بخش مرحله نهایی است زیرا دیگر زمان برنامه ریزی و بهره برداری از این منابع با توجه به طی مراحل پیشین رسیده است.

و پس از گذر از این مراحل، بصورت طرحی کامل و جامع تبدیل به یک فرصت و شبیخون جهت خنثی کردن برنامه های دشمن شود.

منابع قدرت نرم در ایران اسلامی عبارتند از : ایدئولوژی اسلامی، قدرت نفوذ رهبری، در اختیار داشتن افراد دانشمند و خلاق و حماسه آفرینی و همچنین شرکت در راهپیمایی هایی مانند روز قدس، 22 بهمن و ... .

امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است که هدف آن ایجاد تردید، اختلاف و بدبینی به طرق مختلف میان آحاد مردم است

ب) عملیات روانی متقابل:

عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی، به منزله ی روش تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه ی مورد هدف، استفاده می کنند، بنابراین باید به سرعت دست به اجرای تبلیغات هوشمندانه، با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ی ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم زد که این کار از طریق تبیین و شفاف سازی امکان پذیر خواهد شد.

ج) خلع سلاح روانی اپوزیسیون:

اپوزیسیون در پی آن است تا با اشاعه ی وعده ی بهبود شرایط زندگی و شعارهای جذاب، توده ی مردم را جذب کند و چون این جریان دقیقا نقطه ی ضعف جوامع جهان سوم و به خصوص کشور ما می باشد، چنان چه نظام حاکم چنین شرایطی را برای شهروندان خویش فراهم سازد، زمینه ی جذب مردم توسط اپوزیسیون را از بین برده و طرح های دشمن را خنثی می سازد و در غیر این صورت ضربه ای غیر قابل جبران به نظام و جامعه وارد خواهد شد.

امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است که هدف آن ایجاد تردید، اختلاف و بدبینی به طرق مختلف میان آحاد مردم است که از دیر باز و به خصوص در سه دهه ی اخیر بیشتر به چشم می خورد و آخرین و عمیق ترین نمونه ی آن، قضایای بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته می باشد که دشمن به بهانه ی انتخابات، ایجاد تردید و اختلاف را ایجاد و به اوج خود رساند تا دلهای مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به نظام و مسئولان و فضای موجود، مشوش شده و عناصر مغرض و خائن خود را برای کارهای اخلال گرایانه وارد صحنه کنند، از این رو ضروری است که درک کنیم اگر در رابطه با یک پدیده از سوی رسانه های بیگانه چند مولفه به صورت ظاهرا صحیح القا می شود،مولفه های فراوان دیگری هم وجود دارد که در قالب این چند مولفه ی صحیح، به صورت خلاف واقع و کذب به خوراک فکری برای مخاطبان تبدیل می شود که به آن رویکرد "وارونه نمایی" گویند.

"وارونه نمایی" یعنی در پس انبوهی از مطالب القایی موارد خلاف امر نیز موجود است و چون این موارد در خم و پیچ امری صادق و مطلوب قرار گرفته قابل رویت نبوده و باعث خطا می شود و اگر قشر جوان و دانشجوی ما با افزایش بصیرت و نکته سنجی دریابند که مجموعه ی این مولفه ها لزوما" صادق نیست و در دل مولفه های درست، بسیاری از مولفه ها به صورت کاذب وجود دارد، از جذابیت ظاهری که از طریق القائات فکری و فرهنگی می تواند بر افکار تاثیر بگذارد، کاسته خواهد شد و البته این جریان مستلزم آگاهی بخشی گسترده ای می باشد.

نتیجه:

در نهایت، از آن چه که در بالا ذکر شد بر می آید که مبارزه با این نوع جنگ بسیار سخت و پیچیده می باشد و تنها از پس چند مدیر و برنامه ساز بر نمی آید و این مهم مستلزم کارشناسی و برنامه ریزی دقیق و کلان بوده و همگان باید با حفظ وحدت و همدلی برای ادای صحیح وظایف خود در این راه سخت و پیچیده و ورود به عرصه های جدید و نو، با استعانت از هدایت و حمایت نخبگان حوزه و دانشگاه و افزایش تحمل و انتقاد پذیری می توانیم به هدف مورد نظر دست یابیم.

در این میان، افسران جبهه ی جنگ نرم (دانشجویان) باید با شناخت مسائل کلان و شناسایی دشمن و کشف اهداف وی، طراحی کلان انجام داده و بر اساس این طراحی حرکت نمایند و ضروری است که با بهره گیری از ساز و کارهای مختلف، از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کرده و با مداخله ی موثر، دامنه ی اثرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن را کاهش داده و یا حتی از میان ببرند و رسانه ها که در خط مقدم جنگ نرم قرار دارند با نظارت و کنترل کافی در این مسیر به هدایت جامعه پرداخته و زمینه ساز خنثی نمودن طرح ها و برنامه های آنان شوند.

 

 

شیوه های تسلط در جنگ نرم

شیوه های جنگ نرم برای تسلط بر اراده ملت ها

بخش سیاسی_بهترین راه برای تاثیر گذاری در جنگ نرم ، استفاده از اوقات فراغت مردم کشورهای هدف و ایجاد رسانه های تفریحی علیه این کشورهاست. به همین دلیل کارشناسان امر معتقدند، بهترین حوزه فعالیت جنگ نرم حوزه های اجتماعی است.

استفاده از رسانه های تفریحی بهترین روش تاثیر گذاری در جنگ نرم

کارشناسان علوم سیاسی بر این باورند، یکی از روش های موثر برای آموزش و تاثیر گذاری روش کنش محوری است كه در فضای اوقات فراغت این کار به بهترین شکلی انجام می شود.

در چنین فضایی می توان بهترین تاثیررا بر مردم یک جامعه گذاشت و این موضوعی است که متولیان جنگ نرم نیز آن را دریافته اند و در حال اجرای این متد در کشورهای هدف از جمله ایران هستند.

نئولیبرال ها پایه گذاران اصلی جنگ نرم در جهان امروز

در حال حاضر کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا تاکتیک‌ های جنگی خود را تغییر داده و از روش جنگ سخت به جنگ نرم روی آورده اند. نئولیبرال ها معتقدند، جدال مستقیم نظامی باعث هزینه های بسیار اقتصادی و استراتژیک برای کشور مهاجم می شود و این در مقابل اندیشه رئالیست ها مطرح شد که معتقدند، هر هزینه ای را برای رسیدن به هدف باید پرداخت کرد.

چرا دیگر جنگ سخت گزینه اصلی غرب نیست ؟

اصولا اندیشه نئولیبرال ها بر پایه اقتصاد شکل می گیرد و به همین جهت قدرت نرم برای نخستین بار توسط نئولیبرال ها مطرح شد که طبق آن قابلیت های کشور مهاجم را برای کنش در صحنه بین المللی منعکس می كند، برای مثال جنگ امریکا علیه عراق ظاهرا یک ماهه به سود امریکا به پایان رسید ، اما باید توجه داشت که از مارس 2003 تا هم اکنون ، آنها هفت سال مستمر هزینه های مختلفی را - چه هزینه های سیاسی و چه هزینه های استراتژیک و بین المللی - به خاطر ماندن در عراق پرداخت کردند.

در جنگ نرم برعکس جنگ سخت ، افکار ، اراده ، همبستگی و انسجام یک ملت مورد هدف قرار می گیرد. واکنش به جنگ های سختی که قدرت های استکباری راه انداختند، باعث شد آنها برای دستیابی به منافع یک کشور از طریق جنگ نرم وارد عمل شوند.

آمریکایی‌ ها در افغانستان نیز 9 سال است که درگیر هزینه های مختلف ماندن در این کشور هستند و انتقاد نئولیبرال ها به همین موضوع است و آنها این سوال را مطرح می کنند که چرا امریکا طی سال های گذشته با رکود اقتصادی مواجه شد ؟ نئولیبرال ها معتقدند جنگ نرم به همین دلیل اهمیت پیدا می کند.

کشورهای قدرتمند بر پایه جنگ نرم با ورود به حوزه های مختلفی مانند علم ، موسیقی ، فیلم ، کتاب و حتی غذا ، با ایجاد جذابیت ، رفتار و سبکی را به مردم و حتی مسئولین کشورهای هدف تعریف و القا می کنند که خود خواستار آن هستند، رفتار و سبکی که در جهت منافع کشورهای قدرتمند است.

هنگامی که جنگ نرم در دستور کار کشورهای قدرتمند ها قرار می گیرد، بدین مفهوم است که آنها بخشی از رفتار استراتژیک خود را در فضای غیر نظامی طراحی کرده اند و جنگ نرم معمولا با استفاده از اصل غافلگیری همراه است.

جنگ نرم در دوران باستان

بسیاری از استراتژیست های دوران باستان مانند " سونتزو " معتقدند : جنگ نرم ماهیت غیرمستقیم دارد و در فضایی کاملا پیچیده و در هم تنیده شکل می گیرد.

هدف جنگ نرم مقابله با ساختار نظامی نیست ، بلکه تحت تاثیر قرار دادن اراده کشور هدف است و فضای جنگ نرم فضایی نرم افزاری ، گفتمانی است که و بر پایه ارتباطات استوار است.

کشوری که بتواند برای خود قدرت نرم ایجاد کند ، طبیعتا از توانایی های لازم برای مبارزه و مقابله در یک فضای مجازی اعتقادی نیز برخوردار خواهد بود.

جنگ نرم و بعد سوم قدرت

جنگ نرم بعد سوم قدرت است ، یعنی یک کشور قدرت را به گونه ای اعمال کند که کشور مقابل بدون این که متوجه شود، در جهت منافع آن کشور حرکت کند.

اهداف جنگ نرم علیه ایران

مشخصا سه هدف اصلی در جنگ نرم علیه ایران وجود دارد، هویت زدایی اسلامی و انقلابی ، تحت تاثیر قرار دادن ثبات نظام و جلوگیری از روند پیشرفت کشور.

در جنگ نرم برعکس جنگ سخت ، افکار ، اراده ، همبستگی و انسجام یک ملت مورد هدف قرار می گیرد. واکنش به جنگ های سختی که قدرت های استکباری راه انداختند، باعث شد آنها برای دستیابی به منافع یک کشور از طریق جنگ نرم وارد عمل شوند.

جنگ نرم و لزوم واکسینه شدن کشورهای هدف

در جنگ نرم ، جامعه هدف خود باید از درون خود امکان مقاومت و تحرک و خنثی سازی را با ساز و کارهایی ایجاد کند. سیاسی و اعتقادی دو قسمت مختلف جنگ نرم هستند که هر کدام با شیوه خاصی مورد هدف قرار می گیرند و کشور هدف باید شیوه های متفاوت مقابله با آنها را فراگیری و اعمال کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 21:45  توسط حامد جلیل نژاد | 

خداوند در قرآن كریم آیه‌ی 217 سوره‌ی مباركه‌ی بقره می‌فرماید: "و لایزالون یقاتلونكم حتی یرّدوكُم عَنْ دینِكُم إن استطاعُوا". به این معنی كه «دشمنان شما همواره با شما در جنگ هستند». واژه لایزالون، دلالت بر استمرار دارد و گویای این است كه دشمنان همیشه با شما در جنگ هستند منتهی بسته به شرایط مكانی و زمانی نوع این جنگ ممكن است متفاوت باشد. گاهی جنگ، جنگ نظامی است. گاهی اقتصادی است و گاهی نیز فرهنگی.

اصولاً جنگ‌هایی كه از نوع نظامی است و از وسایل و ادوات نظامی در آن استفاده می‌شود، به‌عنوان جنگ سخت یا Hard War مشهور است. ولی اگر در این جنگ از وسایل و ادوات و كالاهای فكری و فرهنگی استفاده شود، اصطلاحاً به آن Soft War یا جنگ نرم اطلاق می‌كنند. بنابراین شاخصه‌ی جنگ نرم، استفاده از ابزارهای فكری و فرهنگی است.»

در واقع تعریف علمی جنگ نرم عبارت است از «استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن به منظور تاثیرگذاری بر عقاید، فرهنگ، سیاست، احساسات، تمایلات، رفتار و مختصات فكری دشمن با توسل به شیوه‌‌هایی كه موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی می شود».

بنابراین جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای دانست كه جامعه را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می‌دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است.

پیشینه تاریخی :

به نظر می‌رسد جنگ نرم و مفاهیم همسان از قبیل عملیات روانی، جنگ روانی، قدرت نرم، جنگ سفید و... قدمتی به اندازه حیات بشری دارد.

با این وجود «جنگ نرم» با مختصات جدید خود بعد از شروع جنگ سرد Cold War و در اوج آن یعنی در دهه 1970 با مشاركت اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم ارتباطات از جمله جوزف نای، هارولد لاسول، جان كالینز، اعضای برجسته آژانس اطلاعات مركزی آمریكا (سیا) CIA و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسیس مركزی تحت عنوان «كمیته خطر جاری» طراحی، تدوین و عملیاتی شد كه مهم‌ترین هدف آن بمباران تبلیغاتی علیه بلوك شرق و به ویژه شوروی بود كه ظاهراً بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این كمیته به «كمیته صلح جاری» تغییر كرده و همچنان فعال است و كانون تهاجمات روانی آن جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران و هواداران منطقه‌ای آن از جمله حزب اله، حماس و كشورهای دوست ایران می‌باشد.

قدرت نرم از سه سطح راهبردی، میانی و تاكتیكی تشكیل می‌شود:

1- سطح راهبردی: این سطح از قدرت نرم كه متأثر از فرهنگ استراتژیك كشور است، به سطح رهبران و نخبگان یك كشور باز می‌گردد و بالاترین سطح رویارویی قدرت نرم تلقی می‌شود.

2- سطح میانی: این سطح از قدرت نرم بر عنصر مردمی قدرت ملی كشور تأكید دارد. قدرت نرم در این سطح، از فرهنگ ملی متأثر است هدف، سلب اراده و انگیزه از مردم و بی‌تفاوت نمودن جمعیت‌های همراه و تبدیل آن‌ها به جمعیت‌های معارض، مخالف و بی‌تفاوت و شكل دادن به نافرمانی‌های مدنی با ایجاد شكاف بین دو سطح راهبردی و میانی است.

3- سطح تاكتیكی: هدف اصلی از جنگ نرم در این سطح، سلب اراده و روحیه مقاومت در جبهه حریف است.

حوزه جنگ نرم :

1- حوزه اجتماعی 2- حوزه فرهنگ 3- حوزه سیاسی

مخاطبان جنگ نرم :

با توجه به اهمیت دوچندان این مسئله رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با اشاره به جنگ نرم عظیمی كه دشمنان در مقابل ملت ایران و نظام اسلامی به راه انداخته‌اند، نخبگان فكری از جمله دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها را به هوشیاری و فعالیت مبتنی بر فكر و تدبر در این عرصه فرا خواندند و تاكید نمودند: «دانشجویان عزیز افسران جوان ایران و جمهوری اسلامی در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جریان شیطانی متكی بر زور و تزویر و پول هستند... در این منطقه بسیار حساس، جمهوری اسلامی با قدرت روز افزون خود در مقابل سلطه گران جهانی ایستاده است و طبعا شبكه بزرگ صهیونیستی، كمپانی‌های جهانی و مراكز پولی كه عرصه سیاسی آمریكا و اروپا را نیز هدایت و اداره می‌كنند قدرت عظیم ملت ایران و جمهوری اسلامی را دشمن می‌پندارند و با آن مقابله می‌كنند.»

باید این نكته را در نظر داشته باشیم كه چون قشر دانشگاهی بیشتر با مقوله‌ی فكر و فرهنگ ارتباط دارد، در جنگ نرم دشمن نیز این قشر در اولویت‌های بالای آن‌ها قرار می‌گیرد. حال اگر در قشر تجّار، بازرگانان و... وارد شویم، مباحث اقتصادی و جنگ اقتصادی همچون تحریم و... بیشتر مدّنظر است و مباحث ایدئولوژیكی و فكری چندان موضوعیت پیدا نمی‌كند. بنابراین دانشگاهیان كه بیشتر با دانش، كتاب، ایدئولوژی و فرهنگ و... سر و كار دارند، گروه مخاطب و هدف اصلی دشمن در جنگ نرم هستند.

جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای دانست كه جامعه را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می‌دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است

در مورد نقش اساتید دانشگاه در مقابله با جنگ نرم نیز این نكته حائز اهمیت است كه نقش روشنگر آن‌ها برای دانشجویان بسیار اساسی است. استادان دانشگاه می‌توانند ادراك مناسب از وضعیت موجود را به دانشجویان خود منتقل كنند. بدون شك اگر دشمنان ما مانند آمریكا و اسرائیل، حرف‌های جذابی می‌زنند، دلشان برای این كشور نسوخته یا دنبال منافع ملی ما نیستند. انگیزه‌های آن‌ها از توجه به كشورهای خاورمیانه را می‌توان در عراق و افغانستان مشاهده كرد. بنابراین جذابیت‌های ظاهری كه دشمن در قالب القائاتش ایجاد می‌كند، باید توسط اساتید برای دانشجویان كالبدشكافی شود.

ویژگی های جنگ نرم :

جنگ نرم به دلیل پیچیدگی و اتكا به قدرت نرم از ویژگی‌های بسیار زیاد و متنوع برخوردار است كه مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

1. جنگ نرم در پی تغییر قالب‌های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی است.

2. آرام، تدریجی و زیرسطحی است .

3. جنگ نرم نمادساز است: تصویری شكست خورده، ناامید و مأیوس از حریف ارائه می‌شود و در مقابل مهاجم با نمادسازی و تصویرسازی خود را پیروز و موفق نشان می‌دهد. در این ویژگی عملیات روانی در حد اعلای، خود انجام می‌شود.

4. پایدار و بادوام است: نتایج جنگ نرم در صورت موفق بودن، پایدار و بادوام خواهد بود. هدف اصلی در جنگ نرم تغییر باورها و اعتقادات است. چنانچه این تغییر حاصل گردد، به راحتی تغییر مجدد و بازگشت به حالت اولیه میسر نمی‌باشد.

5. جنگ نرم پرتحرك و جاذبه‌دار است: جنگ نرم كه به صورت تدریجی و آرام شروع می‌شود، در نقطه‌ای به دلیل ایجاد جاذبه‌های كاذب، خود جامعه هدف را برای تحقق اهداف به كار گرفته و از این طریق بر دامنه تحركات آن افزوده می‌گردد. در واقع با گذشت زمان، بسیاری از بازیگران و حتی بازیگردانان جنگ نرم به صورت خواسته یا ناخواسته از درون جامعه هدف به استخدام كارگزاران اصلی جنگ نرم در می آیند.

6. جنگ نرم هیجان‌ساز است: با نمادسازی‌ها، اسطوره‌سازی‌ها و خلق ارزش‌های جدید، در جنگ نرم از احساسات جامعه هدف نهایت استفاده انجام می‌گیرد.

مدیریت احساسات یك ركن در مهندسی جنگ نرم به حساب می‌آید. در مدیریت احساسات، تلاش می‌شود از احساسات و عواطف جامعه هدف به عنوان پلی برای نفوذ در افكار و اندیشه‌ها برای ایجاد تغییر و دگرگونی در باورها استفاده شود. احساسات و عواطف به دلیل تحریك پذیری، زمینه‌های خلق بحران را فراهم می‌سازد.

7. جنگ نرم آسیب محور است: دشمنان در جنگ نرم با شناسایی نقاط آسیب جامعه هدف در حوزه‌های ذكر شده، فعالیت‌های خود را سامان داده و با خلق آسیب‌های جدید، بر دامنه تحركات خود می‌افزایند.

8. جنگ نرم چندوجهی است:دراین جنگ، ازتمامی علوم، فنون، شیوه‌ها و روش‌های شناخته شده و ارزش‌های موجود استفاده می‌گردد.

9. جنگ نرم تضادآفرین است: تضادهای به وجود آمده از طریق جنگ نرم، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را برهم می‌زند و زمینه‌های بروز بحران و درگیری‌های داخلی را فراهم می‌سازد. بنابراین تخریب وحدت ملی یكی از پیامدها و ویژگی‌های جنگ نرم است.

10. جنگ نرم تردید آفرین است:به مرور بر دامنه این تردیدها افزوده شده تا در نهایت به ایجاد تغییرات اساسی در باورها و ارزش‌ها دست یابد.

11. جنگ نرم از ابزار روز استفاده می‌كند: از ظرفیت‌های فضای مجازی، ماهواره، تلفن همراه و... در این جنگ استفاده می‌شود.

عرصه‌ها و ابزارهای جنگ نرم :

- رسانه (کتاب –مطبوعات – نشریات – رادیو-اینترنت – خبر گزاری‌ها)

- ادبیات (داستان –شعر – رمان – طنز)

- بین الملل(دیپلماسی – سازمان‌های بین‌الملل – عملیات روانی سفارتخانه‌ها اپوزیسیون خارج از کشور)

- هنر (فیلم – هنرهای تجسمی –تئاتر – موسیقی)

تاكتیك های جنگ نرم در رسانه‌های غربی :

1- برچسب زدن: مانند تروریسم – بنیادگرایی– حقوق بشر

2- تلطیف و تنویر:از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با كلمه‌ای پر فضیلت) استفاده می‌شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق كنیم.

3-استفاده از نمادهای مذهبی و یا ملی و انتساب به اشخاص و جریان‌هایی كه مورد احترام توده‌های عمومی مردم هستند تاكتیك انتقال نامیده می‌شود. در این تاكتیك از ابزارهای گوناگون از جمله طنز، كاریكاتور، داستان كوتاه، شعر و موسیقی و... استفاده می‌شود.

4- تصدیق: حمایت اشخاص معروف (سیاستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می‌شود.

5- شایعه: هر شایعه در برگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت می‌تواند باشد (تاكتیك تسطیح در شایعه‌سازی) ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت آن دارد. در واقع هر چقدر شایعه پیرامون مسائل «مبهم» و«مهم» باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می‌یابد.

6- كلی گویی:تاكتیك كلی گویی، تاكتیكی است كه سعی می‌شود ذهن مخاطب متوجه حواشی و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مركزی پیام، حساسیت نداشته و آن را بدون بررسی و كنكاش بپذیرد كه به همین دلیل برخی این تاكتیك را «بی حس سازی مغزی» نیز می‌نامند.

7- دروغ بزرگ:بدین معنی كه پیامی را كه به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می كنند و مدام بر «طبل تكرار» می كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند.

8- پاره حقیقت گویی:بخشی از خبر نقل و بخشی را نقل نمی‌كنند. خبر هنگامی كامل است كه عناصر خبری در آن، به شكل كامل مطرح شوند.

در تاكتیك «پاره حقیقت گویی» حذف یكی از عناصر به عمد صورت می‌گیرد و بیشتر اوقات عنصر«چرا» حذف می‌شود.

9- انسانیت زدایی و اهریمن سازی:در این تاكتیك با استفاده از برچسب زنی صفات منفی به حریف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجیه حملات و تهاجمات علیه رقیب می‌پردازند.

10- ارائه پیشگویی‌های فاجعه آمیز:ارائه اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی كشور و فاجعه آمیز بودن آینده كشور در صورت تداوم وضع موجود، ذیل این تاكتیك تعریف می‌شود كه شعار «تغییر» نیز در این رابطه از سوی یكی از نامزدها پیگیری می‌شد.

11- قطره چكانی: اطلاعات و اخبار در زمان‌های گوناگون و به تعداد بسیار كم و به صورتی سریالی ولی نامنظم در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یك بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

12- حذف (سانسور): در این تاكتیك با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهم‌تر از آن ابهام می‌پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می‌شود.

جنگ نرم تضادآفرین است: تضادهای به وجود آمده از طریق جنگ نرم، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را برهم می‌زند و زمینه‌های بروز بحران و درگیری‌های داخلی را فراهم می‌سازد. بنابراین تخریب وحدت ملی یكی از پیامدها و ویژگی‌های جنگ نرم است

13- جاذبه‌های جنسی:استفاده از نمادها و «مانكن ها» و همچنین از گویندگان خبری با ظاهری فریبنده ضمن جذب مخاطب، موجب ارتقاء سطح اثرپذیری پیام و غفلت از هسته مركزی و ادبیات آن می‌شود.

14- ماساژ پیام:پیام با انواع تاكتیك‌ها ماساژ داده می‌شود كه از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

15- ایجاد تفرقه و تضاد: مهم‌ترین هدف این تاكتیك، ایجاد گسست بین مردم و نظام سیاسی است كه باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومی مردم نسبت به پذیرش رژیم سیاسی می‌شود.

این تاكتیك به شدت مورد توجه بنگاه‌های خبرپراكنی و استكبار جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و در چند ماهه اخیر بر شدت بهره‌گیری از آن افزوده‌اند.

16-ترور شخصیت:در زمانی كه نمی‌توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیكی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه‌ای و انواع تاكتیك‌ها به ترور شخصیت می‌پردازند.

17- تكرار:برای زنده نگه داشتن اثر یك پیام با تكرار زمان بندی شده، سعی می‌كنند این موضوع تا زمانی كه مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تكرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند.

18- توسل به ترس و ایجاد رعب:متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می‌كنند كه خطرات و صدمه‌های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممكن كرده است و از این طریق، آینده‌ای مبهم و توام با مشكلات و مصائب برای افراد ترسیم می‌كنند.

19- مبالغه:با اغراق و بزرگ نمایی یك موضوع، سعی در اثبات یك واقعیت دارد. كارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می‌كنند.

20- مغالطه: شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور كه بهترین یا بدترین مورد ممكن را برای یك فكر، برنامه، شخص یا محصول ارائه داد.

متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یكسان می‌دانند. این روش، انتخاب استدلال‌ها یا شواهدی است كه یك نظر را تایید می‌كند و چشم پوشی از استدلال‌ها یا شواهدی كه آن نظر را تائید نمی‌كند.

راهكارهای رسانه‌های داخلی در مقابله با جنگ نرم رسانه‌های غربی:

1- باورپذیری جنگ نرم و تلاش در راستای خروج از وضعیت انفعالی

2- هوشیاری و شناسایی تکنیک‌های جنگ نرم و معرفی ماهیت آن توسط رسانه‌های داخلی

3- تلاش برای ایجاد وحدت، همبستگی و همگرایی بیشتر رسانه‌های داخلی

4- همكاری و هماهنگی رسانه‌های داخلی در انتقال و انعكاس حرف‌های اساسی نظام

5- وحدت کلمه در منافع ملی و مصالح نظام

6- موضع‌گیری و اقدام به موقع و یکپارچه در مقابله با جنگ نرم

7- فرصت سازی از موقعیت بوجود آمده علیه طراحان جنگ نرم

8- تکرار و پافشاری بر حقه و ترفندهای جنگ نرم

9- تمرکز و افشای جنگ نرم قبل از شروع آن

10- قدرت نمایی رسانه‌های داخلی در مقابله با هجمه خبری جنگ نرم

11- افزایش قدرت نفوذ رسانه‌های داخلی بر فضای خارج از کشور

12- تلاش گسترده برای اثرگذاری بیشتر در داخل كشور

13- بسترسازی برای آگاهی بخشیدن مخاطبان اصلی جنگ نرم

14- پرهیز از انحراف و یا جو زدگی رسانه‌های داخلی در مقابله با بحران‌های زودگذر

15- بررسی کارکردهای رسانه‌های نوین در خصوص جنگ نرم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 21:42  توسط حامد جلیل نژاد | 

دبیر خانه دائمی مقابله با جنگ نرم: 30جمله کوتاه از سخنان مقام معظم رهبری در خصوص جنگ نرم: ۱-این جنگ نرم ، شما جوانهای دانشجو ، افسران جوان این جبهه اید.2-شرط اصلی فعالیت درست شما در این جبهه ی جنگ نرم ، یکی اش نگاه خوشبینانه وامیدوارانه است .۳-خط اغفال به خصوص خواص و نخبگان از تاثیر دشمن ، یکی از خطوط القائی و تبلیغاتی دشمن است.۴-در میدان تنظیم شده ی از سوی دشمن بازی نکنید.... چون چه ببرید ، چه ببازید ، به نفع اوست.۵-امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است.۶-در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود .۷-جنگ نرم، صحنه رویارویی دروغ های بزرگ باواقعیت های تردیدناپذیراست .۸-دراین جنگ نرم،کافی است هواداران جبهه حق بیدارباشندو بیکار ننشینند چراکه زبان حق همیشه مؤثرتراز زبان باطل است.۹-فرهنگ یک سیستم است و دارای انواع و اجزائی است و مهندسی فرهنگ به عنوان یک مهندسی سیستم باید انجام پذیرد .۱۰- فرهنگ یک جامعه، اساس هویت آن جامعه است .۱۱-جنگ نرم یعنى ایجاد تردید در دلها و ذهنهاى مردم .۱۲-یکى از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند ۱۳-در جنگ روانى و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهاى معنوى مى‌‌آید که آنها را منهدم کند؛۱۴-مؤثرترین سلاح بین‌‌المللى علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات است؛۱۵-من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم اول: جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی.۱۶-کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته باشند، متوجه مسأله تهاجم فرهنگی خواهند شد.۱۷-کار فرهنگی در ایران اسلامی مسأله ای است که نمی توان لحظه ای از آن غفلت کرد.۱۸-مقابله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران عملاً در استمرار جنگ روانی با نظام و ملت ایران، معنا پیدا می کند.۱۹-دشمنان جمهوری اسلامی ایران باورهای سیاسی و دینی و نیز عادات حسنه ملت ما را با تکیه بر ابزارهای فرهنگی هدف گیری کرده اند.۲۰-اکنون فرهنگ اسلام ناب که انقلاب اسلامی براساس آن بنیان نهاده شده است، دقیقاً هدف تهاجم دشمنان اسلام قراردارد.۲۱-برای مقابله اصولی و برنامه ریزی شده با این تهاجم دشمن، لازم است مدیریت متمرکز و هدایت کننده ای در امور فرهنگی به وجود آید.۲۲-شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد.۲۳-هدف از عملیات روانی دشمن، تضعیف روحیه ملت ایران و نشانه ای از استیصال دولتمردان آمریکایی است.۲۴-شکی نیست که امروز امواج تبلیغاتی پیچیده و درهم تنیده ی عالم، علیه اسلام متمرکز شده است.۲۵-گستره تهاجم فرهنگیِ جبهه استکبار، همه کشورهای دنیا است اما در این تهاجم مهمترین هدف نظام جمهوری اسلامی است.۲۶-در تهاجم فرهنگی، هدف، ریشه کن کردن فرهنگ ملّی و ازبین بردن آن است .۲۷-تهاجم فرهنگی انجام می گیرد تا فرهنگ خودی را ریشه کن کند .۲۸-فرهنگ مایه اصلی هویت ملت هاست .۲۹-فرهنگ یک ملت است که می تواند آن ملت را پیشرفته، عزیز، توانا، عالم، فناور، نوآور و دارای آبروی جهانی کند.۳۰-در تهاجم معنوی ، تهاجم فرهنگی ، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی بینید هوشیاری لازم است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 21:40  توسط حامد جلیل نژاد | 

من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم اول: جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. دشمنی های استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه می شود. البته اینها را باید دستگاه های تبلیغاتی و رسانه ها و شخصیت های سیاسی بیشتر برای مردم توضیح بدهند. من اجمالاً سرفصل و خلاصه ای از مطالب را به شما عرض می کنم.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی (۱/۱/۱۳۸۶)

:: ما با یک تهاجم و جنگ حقیقی و سازمان یافته مواجه هستیم که از راه های مختلف و بسیار هنرمندانه به اجرا گذاشته شده است و کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته باشند، متوجه مسأله تهاجم فرهنگی خواهند شد و نشانه های بارز و بی شماری را در این زمینه مشاهده خواهند کرد، بنابراین کار فرهنگی در ایران اسلامی مسأله ای است که نمی توان لحظه ای از آن غفلت کرد.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی

:: همه جنگ، داخل جبهه ها نیست، بسیاری از مسائل جنگ، داخل خانه هاست؛ در راه‏هاست؛ داخل دل هاست؛ در مجموعه های تصمیم گیری است؛ در مجامع بین المللی است.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مدیران و هنرمندان دفاع مقدس (۶/۷/۱۳۷۹)

:: مقابله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران عملاً در استمرار جنگ روانی با نظام و ملت ایران، معنا پیدا می کند و جنگ روانی هم نیاز به بهانه دارد.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای خبرگان رهبری (۱۸/۱۲/۱۳۸۴)

:: فشارهای آنها نتوانسته است ملت ایران را تضعیف کند یا به عقب نشینی وادار کند؛ نه تحریم اقتصادی شان، نه تهدی نظامی شان، نه فشار سیاسی شان، نه جنگ روانی شان. امروز ما از پانزده سال قبل، از بیست سال قبل، از بیست و هفت سال قبل، بسیار قوی تر هستیم؛ این نشان دهنده ی این است که دشمن در دشمنی با ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ناکام مانده است؛ اما این دشمنی هست.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی (۱/۱/۱۳۸۶)

۲- راهبردهای ایران در مقابله با عملیات روانی

:: دشمنان جمهوری اسلامی ایران باورهای سیاسی و دینی و نیز عادات حسنه ملت ما را با تکیه بر ابزارهای فرهنگی هدف گیری کرده اند و این کار را بسیار دقیق انجام می دهند و اکنون فرهنگ اسلام ناب که انقلاب اسلامی براساس آن بنیان نهاده شده است، دقیقاً هدف تهاجم دشمنان اسلام قراردارد بنابراین برای مقابله اصولی و برنامه ریزی شده با این تهاجم دشمن، لازم است مدیریت متمرکز و هدایت کننده ای در امور فرهنگی به وجود آید و با توسل به ابزار و نیروی فرهنگی، تهاجم دشمن را علاج و تأثیر آن را خنثی کند.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار خانواده های معظم شهدا، مفقودان، جانبازان و آزادگان استان خوزستان (۱۸/۱۲/۱۳۷۵)

:: یک سخن قوی، محتوای متقن و بیان نافذ به مخاطب مستلزم استفاده از شیوه های هنری، تسلط بر مخاطب روحی و روانی و بهره گرفتن از شرایط زمان و مکان است. شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در علما، روحانیون، فضلا و طلاب حوزه علمیه اهواز (۱۸/۱۲/۱۳۷۵)

:: «تهدید» یکی از کارهای دشمن است؛ یکی از شیوه های دشمن، تهدید کردن است. ممکن است در یک مواردی تهدید خود را عمل هم کند، اما آن ملتی در این میدان کشمکش خواهد توانست عظمت، عزت، هویت و منافع خود را حفظ کند که عقب نشینی نکند و بایستند. این استقامت – «فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم» تا وقتی که دشمن در مقابل شماست و علیه شما ابزارهای تهدید و تخویف خود را مطرح می کند، باید ایستادگی کنید.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار عمومی بسیجی

۳- دشمن شناسی در عملیات روانی

:: دشمنانی وجود دارند که دین و استقلال ما و حتی ارزش های ملی و غیردینی ما را با ابزارهای فرهنگی و تبلیغی مانند فیلم، سینما، خبرسازی و جریان سازی های جهانی مورد تهاجم قرار داده اند و برای سست کردن پایه های آن ها تلاش می کنند، بنابراین سازندگی کشور بدون توجه به این مهم کار حکیمانه و عاقلانه ای نیست.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی

:: امروز دشمن ملت ایران در درجه اول آمریکا و صهیونیست ها هستند؛ البته انگلیس هم آتش بیار معرکه است. در مقابل منافع ملت ایران، آنها قرار دارند؛ اما اسمش را می گذارند اجماع جهانی

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار عمومی با بسیجیان

۴- هدف از عملیات روانی

:: جنگ روانی یعنی چه؟ هدف جنگ روانی، مرعوب کردن است. کی را می خواهند مرعوب کنند؟ ملت که مرعوب نمی شود، توده ی عظیم مردم که مرعوب نمی شوند. چه کسی را می خواهند مرعوب کنند؟ مسئولان را، شخصیت های سیاسی را، به قول معروف خود ما نخبگان را؛ اینها را می خواهند مرعوب کنند. کسانی که قابل تطمیعند، آنها را می‏خواهند تطمیع کنند، اراده ی عمومی را می خواهند تضعیف کنند؛ درک مردم از واقعیت های جامعه ی خودشان را می خواهند تغییر دهند؛ هدف جنگ روانی این است.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار با اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی (۱/۱/۱۳۸۶)

:: هدف از عملیات روانی دشمن، تضعیف روحیه ملت ایران و نشانه ای از استیصال دولتمردان آمریکایی است، تهدید و ترساندن شیوه قدیمی و همیشگی سلطه گران برای تضعیف اراده و عزم ملت ها و چپاول منابع کشورها بوده است.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در واکنش به تهدیدات رسانه ای آمریکا برضد ایران (۱۱/۱۱/۱۳۸۵)

:: همیشه دشمنان بیرونی ملت ایران سعی کرده اند این میکروب ها را در درون جامعه ی ایرانی رسوخ دهند: «شما نمی توانید»، «شما قادر نیستید»، «آینده تان تاریک است»، «افقتان تیره است»، «بیچاره شدید»، «پدرتان درآمد». سعی این بوده است که ملت ما را ناامید، کسل، بی اعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بیگانه بار بیاورند، اینها دشمنان درونی است. در طول سال های قبل از بروز حرکت اسلامی در کشور ما، بلای عمده ملت ما اینها بود.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی (۱/۱/۱۳۸۶)

:: یک سخن قوی، محتوای متقن و بیان نافذ به مخاطب مستلزم استفاده از شیوه های هنری، تسلط بر مخاطب، روحی و روانی و بهره گرفتن از شرایط زمان و مکان است. شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار علما، روحانیون، فضلا و طلاب حوزه علمیه اهواز (۱۸/۱۲/۱۳۷۵)

:: البته بدخواهانی هم هستند که سخن درش و نرم و همه نوع سختی دارند و از شایعه پراکنی و جنگ روانی و دروغ بستن به این و آن واهمه ندارند و انسان ممکن است در دلش از آنها برنجد؛ اما کسی که می دانید قصد عناد و دشمنی ندارند، ولو با لحن درشتی هم حرف می زند، از او نباید واقعاً برنجید.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای هیئت دولت (۱۷/۷/۱۳۸۴)

:: دشمن تهدید می کند، وعید و وعده می دهد، دائم عظمت خود را به رخ جامعه ی اسلامی و پیشرو می کشد با زبان زور صحبت می کند و احیاناً زبان زور را با برخی شیرینی های وعده های فریبنده در هم می آمیزد تا اینکه دل ها را گمراه کند. استقامت کردن در مقابل فریب ها و تهدیدهای دشمن، هنر بزرگی است که اگر یک ملت این هنر را داشته باشد، آن وقت به قله می رسد؛ به جایی که دیگر دشمن فایده ای در تهدید نمی بیند و مجبور است با او بسازد و یا در مقابل او تسلیم شود.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار عمومی با بسیجیان

:: برخی اظهارنظرها را در خصوص فاصله گرفتن جوانان از دین را ناشی از جنگ روانی دانستند و تأکید کردند: برخلاف این توهمات، جوانان تشنه حقایق دین هستند و باید آنان را با معارف صحیح دینی سیراب کرد.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از روحانیون و مبلغان (۵/۱۱/۱۳۸۴)

:: یک بخش از جنگ روانی دشمن، دامن زدن به اختلافات است. در داخل کشور ما اختلافات قومی، اختلافات مذهبی – شیعه و سنی – اختلافات جناحی، اختلافات صنفی و رقابت های صنفی را ترویج و تبلیغ می کنند. در داخل، مزدوران و ایادی ای هم دارند که مقاصد آنها را در اینجا به شکل های گوناگون عمل می کنند. اینها شایعه پراکنی می‏کنند.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی (۱/۱/۱۳۸۶)

:: جنگ روانی اینها این است: اولاً بین ملت ایران اختلاف بیندازند، ثانیاً بین ملت ایران و ملت های دیگر مسلمان اختلاف بیندازند. سیاست آمریکا این بوده است که همسایه های ما را در خلیج فارس از نظام جمهوری اسلامی بترسانند.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی (۱/۱/۱۳۸۶)

:: شکی نیست که امروز امواج تبلیغاتی پیچیده و درهم تنیده ی عالم، علیه اسلام متمرکز شده است.

از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولین و کارگزاران نظام به مناسبت عید سعید مبعث (۲۳/۷/۱۳۸۰)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 21:25  توسط حامد جلیل نژاد | 

جنگ نرم Soft Warfare در مقابل جنگ سخت را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار عمده به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ نرم ،جنگ با انديشه و هويت است. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است. مهمترين تاكتيك هاي جنگ نرم عبارتند از : شايعه ، ايجاد تفرقه و تضاد ، ترور شخصيت ، توسل به ترس و ايجاد رعب و...
مقدمه
جنگ نرم که در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف می باشد تا حلقه‌های فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی اجتماعی حاکم تزلزل و بی‌ثباتی تزریق کند از جمله مباحثی است که از دیر زمان،در دنیا شکل گرفته است. این موضوع ،علیه ایران از گستره و عملکرد وسیعی برخوردار می باشد چرا که دشمنان قسم خورده این آب وخاک که دست پلیدشان از منابع این مملکت بریده شده است می خواهند جامعه ما را به بن بست کشیده تا از این رهگذر به اهداف شوم خود دست یابند.
از آنجا که ایران امروزه به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و نظام بین‌الملل به قدرتی کم‌نظیر تبدیل شده است لذا از دید کارشناسان سیاسی کشورهای غربی،دیگر نمی‌توان با یورش نظامی و جنگ سخت آن را سرنگون کرد بلکه تنها راه سرنگونی نظام جمهوری اسلامی پیگیری مکانیسم‌های جنگ نرم و به کارگیری تکنیک‌های عملیات روانی با استفاده از سه راهبرد دکترین مهار، نبرد رسانه‌ای و سامان‌دهی و پشتیبانی از نافرمانی مدنی است.
راه‌اندازی پروژه جنگ نرم علیه ایران در مقطع کنونی را باید ناشی از گسترش حس تنفر از امریکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفید،ایران مرکز اصلی ایجاد این تنفر و گسترش آن است. در امریکا برای مقابله با این موج، نیروی واکنش سریع تشکیل شد تا:
اولاً: در قالب پروژه دموکراتیزه کردن کشورها به خنثی‌سازی نفوذ معنوی ایران در کشورهای اسلامی و منطقه خاورمیانه بپردازد.
و ثانیاً: با القای خطرناک بودن ایران برای امنیت همسایگان اذهان عمومی از اقدامات و نقشه‌های ایالات متحده منحرف شود.
تعریف جنگ نرم
جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه،گروه و یا گروههای هدف را نشانه می‌گیرد و بدون جنگ و درگیری نظامی و گشوده شدن آتش،رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد. جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی از مصادیق جنگ نرم هستند. (به نقل از سایت تبیان )
رهبر فرزانه انقلاب مفهومی به نام جنگ نرم را مورد توجه قرار دادند و از ضرورت نقش آفرینی دانشجویان به عنوان افسران و اساتید به عنوان فرماندهان مقابله با جنگ نرم سخن گفتند.
جنگ نرم؛ استراتژی مقابله با جمهوری اسلامی ایران
پدیده جنگ نرم که هم‌اکنون به عنوان پروژه‌ای عظیم علیه جمهوری اسلامی ایران در حال تدوین است در شاخص‌هایی ماننده ایجاد نابسامانی اقتصادی، شکل دادن به نارضایتی در جامعه، تأسیس سازمان‌های غیردولتی در حجم گسترده، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی برای ناکارامد جلوه دادن دستگاه اداری و اجرایی دولت، تضعیف حاکمیت ایران از طریق روش‌های مدنی و ایجاد ناتوی فرهنگی متبلور می‌شود.
در برایند جنگ نرم، عوامل براندازی یا از زمینه‌های موجود در جامعه برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برند یا به طور مجازی سعی در ایجاد نارضایتی در نزد افکارعمومی و سپس بهره‌برداری از آن دارند.
استفاده از مشکلات اقتصادی، تنوع کثرت قومی ایران، ایجاد و دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل‌های دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی، تلاش در نزدیکی به مردم تحت پوشش حمایت از حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد شبکه‌های متعدد رادیو تلویزیونی فارسی زبان حمایت از اپوزیسیون (سفر فعالان جوان خارجی از کشورهای متحد با امریکا به ایران تحت عناوین جهانگرد که در صورت نیاز، به جنبش‌های مدنی و نافرمانی‌ها بپیوندند)، تسهیل فعالیت ان.جی.اُ امریکایی در ایران، دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک (این افراد باید از سوی مقامات امریکایی انتخاب شوند نه نهادهای ایرانی)، استفاده از سفارتخانه‌های کشورهای دیگر و به طور کلی تضعیف ستون‌های حمایتی حکومت ایران از جمله راهکارهای اجرای این استراتژی به شمار می‌آیند.
شاخصه های ناتوی فرهنگی از نظرگاه رهبری انقلاب
رهبر انقلاب در سفر به استان سمنان در تحلیلی جامع، شاخصه های ناتوی فرهنگی را به صورت ذیل بیان فرمودند:
1: ایجاد اختلاف وتفرقه در میان ملت ایران وجهان اسلام
2: جلوگیری از الگو شدن ایران در جهان اسلام ومنطقه
3: مرعوب ومنکوب کردن مسئولین ومقامات تصمیم گیرنده
4: دامن زدن به مسائل وحساسیت های قومی ومذهبی
5: القاء ناکارآمدی نظام
ایشان در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای این استان در این رابطه فرموده­اند : در مقابل پیمان ناتو كه آمریكاییها در اروپا به عنوان مقابله با شوروی سابق یك مجموعه مقتدر نظامی به وجود آوردند ( اما برای سركوب هر صدای معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره از آن استفاده می كردند) حالا یك ناتوی فرهنگی هم به وجود آْورده اند . این ، بسیار چیز خطرناكی است . البته حالا هم نیست ؛ سالهاست كه این اتفاق افتاده است .
راههای تحقق بخشی جنگ نرم
امریکا و جریان صهیونیسم بین‌الملل برای عملیاتی ساختن جنگ نرم در قالب ناتوی فرهنگی علیه جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته و همچنین برای سال‌های آینده راهبردها و شیوه‌های زیر را طراحی کرده‌اند:
1: پیگیری پرونده هسته‌ای ایران و القای غیرصلح‌آمیز بودن این فناوری وتبلیغ اینکه ایرانی‌ها تلاش دارند بمب اتم بسازند که نه تنها برای امنیت و ثبات منطقه و جهان خطرناک است بلکه موجب تقویت جبهه تروریست‌ها و جریان بنیادگرایی افراطی در جهان خواهد شد.
2: سرمایه‌گذاری در رسانه‌های دیداری و شنیداری، سازمان‌های تبلیغاتی و خبری و کمپانی‌های فیلم‌سازی برای ارائه تصویری سیاه و خطرناک از جمهوری اسلامی ایران برای افکارعمومی جهان که آخرین نمونه آن ساخت و پخش فیلم ضدایرانی 300 بوده است.
3: ایجاد فضای رسانه‌ای درباره دخالت ایران در عراق، لبنان و … در نقش بزرگ‌ترین مدافع تروریسم که به عوامل ناامنی در این کشورها تسلیحات می‌رساند و آنها را آموزش نظامی می‌دهد.
4: تقویت و ایده جنبش دمکراسی به سبک امریکایی و مستمسک قراردادن مقوله حقوق بشر، حقوق زنان و دامن‌زدن به مطالبات صنفی و اجتماعی و همچنین سازمان‌دهی نارضایتی‌ها و نافرمانی به اصطلاح مدنی به وسیله مطبوعات خاکستری، احزاب و …
5: راه‌اندازی سایت‌های اینترنتی و ارائه نرم‌افزارهای جاسوسی به عوامل خود در داخل کشور تا ابعاد مختلف جنگ رسانه‌ای به شکل اثربخش‌تر طراحی و اجرا شود.
6: تلاش برای تحلیل مغرضانه از اوضاع داخلی و ایجاد فضای وحشت‌زا و موهوم از احتمال بروز جنگ.
7: سوءاستفاده تبلیغاتی از اجرای طرح‌هایی چون طرح امنیت اجتماعی به عنوان محدودکننده آزادی و حقوق زنان و نقش‌ آزادی‌های مدنی و اجتماعی.
8: ایجاد تقابل‌های سیاسی بین سران ارشد نظام اسلامی و القای اینکه جنگ قدرت در جمهوری اسلامی بین چند طیف در جریان است و در نهایت فلان طیف یا فلان گروه پیروز و یا شکست می‌خورد.(به نقل از سایت عملیات روانی )
مقابله با جنگ نرم
یقینا نیل به اهدافی که می توان به تعبیر رهبری عزیز انقلاب، برای افسران جوان (دانشجویان) این میدان در نظر گرفت، بدون برنامه ریزی دقیق و مدبرانه ممکن نیست که در اینجا به برخی اشاره می شود و به نظر می رسد که دانشگاه ها نیز در این عرصه باید مرتبا در حال رصد کردن اوضاع فرهنگی بوده و در راستای بهبود برخی شاخص های این مقوله حساس،گام های بلندی بردارند.
1: تشکیل اتاق فکر
رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان طراحی نوع مبارزه را به خود دانشجویان واگذار کردند. ایشان فرمودند:« اينى كه چه كار بايد بكنيد، چه جورى بايد عمل كنيد، چه جورى بايد تبيين كنيد، اينها چيزهائى نيست كه من بيايم فهرست كنم، بگويم آقا اين عمل را انجام بدهيد، اين عمل را انجام ندهيد؛ اينها كارهائى است كه خود شماها بايد در مجامع اصلى‏تان، فكرى‏تان، در اتاقهاى فكرتان بنشينيد، راهكارها را پيدا كنيد»
لذاست که بررسی نوع مواجهه مطلوب با توجه به شرایط خاص هر دانشگاه می بایست از جانب فعالین آن دانشگاه هر چه سریع تر صورت پذیرد.
2: پرهیز از بسته شدن فضا
رهبر انقلاب در عین اینکه بر ضرورت مقابله با جنگ نرم تاکید دارند،درباره بحث کرسی های آزاد اندیشی
فرموده ان« د:نباید از اظهار نظر هیچ گاه بیمناک بود.این کرسی های آزاد اندیشی که ما گفتیم،در دانشگاه ها باید تحقق پیدا کند و باید تشکیل بشود»
به نظر می بایست از فضای تقابلی احراز کرد و محیط آکادمیک دانشگاه را حتی الامکان به دور از جنجال و هیجانات کاذب وارد موضوع بررسی مسائل روز کشور کرد.
3:کلان نگری در طراحی راهکارها
باید در نظر گرفت که تفوق مقطعی صرف، مد نظر نیست. می بایست اهداف مواجهه، هم ارز همدیگر و با نگاهی کلان نگر دیده شود. مثلا اگر صرفا مغلوب کردن حریف هدف قرار بگیرد و حفظ آرامش محیط دانشگاه لحاظ نشود، باید پذیرفت که راه به بیراهه سپره شده است.
4: ضرورت مخاطب شناسی
به نظر، مخاطب اصلی طرح ریزی های افسران مقابله با جنگ نرم، نه سردمداران جریان مقابل که افکار عمومی دانشجویی است. افکار عمومی ای که تحت القائات غلط ممکن است قضاوت های نادرستی در خصوص مسائل کشور داشته باشد و این قضاوت با تبیین درست مسائل به راحتی قابل تغییر است. نباید در برنامه ریزی مخاطب را به اشتباه چند فرد خاص یا یک تشکل خاص قرار داد.
آسیب های مقابله با جنگ نرم
طبیعتا می تواند آسیب هایی نیز متوجه طرح ریزی های جریانات دانشجویی برای مقابله با جنگ نرم باشد. که به برخی از این آسیب ها در سخنان رهبر انقلاب اشاره می کنیم.
1: احساسی عمل کردن
اولین آسیبی که رهبر انقلاب برشمردند، برخورد احساسی با موضوع است.ایشان فرمودند:« وقتى هيجانات كور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد كرد. بارها گفته‏ام، باز هم تكرار مى‏كنم؛ من معتقدم كه جوان مملكت بايستى در همه ميدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط.
2: برخورد سخت به جای برخورد نرم
در مقابله با جنگ نرم بیش از هر چیز باید قواعد مقابله را شناخت. قواعد مقابله نرم با قواعد مقابله سخت تفاوت دارد. مختصات مبارزه هم تفاوت دارد. در مواجهه نرم لزوما دشمن در طرف مقابل دشمن نایستاده است. ممکن است یک عنصر فریب خورده در طرف مقابل باشد. بین یک عنصر فریب خورده و دشمن تفاوت وجود دارد. از حیث نوع مقابله نیز باید راهکارهای نرم را مورد توجه قرار داد.
3: تندروی و تشدید فضای هیجانی و جنجالی
رهبر انقلاب در عین تاکید بر ضرورت برنامه ریزی و مقابله با جنگ نرم به یک مسئله مهم اشاره کردند و آن پرهیز از تندروی است. ایشان فرمودند:« شرط ديگر اين است كه در قضايا افراط وجود نداشته باشد»
د) ناامیدی و نگاه بدبینانه
مقام معظم رهبری به ضرورت پرهیز از یأس و ناامیدی هم اشاره کردند و اصالت نگاه خوشبینانه را نه از روی توهم که از روی بصیرت دانستند. ایشان فرمودند:« شرط اصلى فعاليت درست شما در اين جبهه‏ى جنگ نرم، يكى‏اش نگاه خوشبينانه و اميدوارانه است. نگاهتان خوشبينانه باشد»
اهداف مقابله با جنگ نرم
شاید در نگاه اول، سخن گفتن از اهداف بیهوده به نظر برسد، اما وقتی تبلور غفلت از این مقوله در عمل مشاهده شود،آنگاه است که اهمیت موضوع رخ نمایی می کند.حال در اینجا بر حسب مجال به برخی از این اهداف اشاره می شود.
الف:کاهش خسارات احتمالی
رهبر انقلاب در دیداری که با دانشجویان داشتند، فرجام طرح ریزی های دشمنان را شکست تلقی کردند و نقش نخبگان در این میدان را مورد توجه قرار دادند. ایشان فرمودند:« من الان به شما عرض ميكنم، اينها در نهايت شكست مي خورند؛ اما درجه‏ى بيدارى و هوشيارى من و شما ميتواند در ميزان خسارت و ضررى كه وارد ميكنند، تأثير بگذارد. اگر هوشيار باشيم، نمي توانند صدمه و ضررى بزنند. اگر غفلت كنيم، احساساتى بشويم، بى‏تدبير عمل كنيم، يا خواب بمانيم و اين جور عوارض به سراغمان بيايد، ضرر و زيان و هزينه بالا خواهد بود؛ ولو در نهايت موفق نخواهند شد»
در واقع شاید نتوان صد در صد بر طرح ریزی ها فائق آمد، اما هر میزان تلاش در مواجهه با این طرح ریزی ها ضروری است و در کاهش تبعات احتمالی موثر خواهد بود؛ لذاست که نباید از کوچکترین تلاشی مضایقه کرد.
ب: جلوگیری از متزلزل شدن کار علمی در دانشگاه ها
طبیعتا درگیر و دار دعواهای سیاسی در دانشگاه ها آنچه بیش ار همه آسیب جدی می بیند، برگزاری کلاس ها و برنامه های علمی دانشگاه است. افسران جوان باید مانع این آسیب شوند. این موضوعی است که رهبر معظم انقلاب مورد توجه قرار دادند:« همين جا به شما بگويم، مواظب باشيد توى اين قضاياى سياسى كوچك و حقير نبادا دانشگاه تحت تأثير قرار بگيرد؛ نبادا كار علمى دانشگاه متزلزل شود؛ نبادا آزمايشگاه‏هاى ما، كلاسهاى ما، مراكز تحقيقاتى ما دچار آسيب بشوند؛ حواستان باشد. يعنى يكى از مسائل مهم در پيش روى شما، حفظ حركت علمى در دانشگاه‏هاست. دشمنها خيلى دوست ميدارند كه دانشگاه ما يك مدتى لااقل دچار تعطيلى و تشنج و اختلالهاى گوناگونى باشد؛ اين برايشان يك نقطه‏ى مطلوب است؛ هم از لحاظ سياسى برايشان مطلوب است، هم از لحاظ بلندمدت؛ چون علم شما از لحاظ بلندمدت به ضرر آنهاست؛ لذا مطلوب اين است كه دنبال علم نباشيد»
به این ترتیب هر گونه نقش آفرینی افسران مقابله با جنگ نرم که به ایجاد تزلزل در حرکت علمی دانشگاه بیانجامد، نقض غرض محسوب خواهد شد و این نکته مهمی است که می بایست مدنظر قرار گیرد.
ج: آرام و منطقی نگه داشتن فضای دانشگاه
ایجاد بلوا و ناآرامی در دانشگاه از اهدافی است که بانیان طراحی جنگ نرم قطعا به دنبال آن هستند. جریانات دانشجویی می بایست مراقب باشند پازل جنگ نرم را تکمیل نکنند. تمام تلاش طراحان جنگ نرم این است که به گونه ای عمل کنند تا شرایط دانشگاه های کشور از کنترل خارج شود.
بنابراین هر نوع نقش آفرینی افسران مقابله با جنگ نرم که فضای دانشگاه را به سمت ناآرامی سوق دهد، قطعا و یقینا نوعی تکمیل پازل جبهه مقابل به شمار خواهد آمد به به اصطلاح،آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت.
برنامه های مراکز فرهنگی در این موضوع
بدون شک جنگ نرم از ابعادگوناگون و در قالب های مختلفی بر ما تحمیل می شود که ضرورت همکاری و برنامه ریزی تمام مراکز فرهنگی و علمی کشور بویژه حوزه های علمیه و دانشگاه ها را موجب شده است.
با توجه به آنچه مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاهها فرمودند، وزارت علوم در این راستا مسولیتی بس بزرگ داشته و می بایست مرتبا در حال برنامه ریزی در جهت مقابله با این جنگ ناپیدا بوده تا جامعه شاهد ثمرات پیروزی در این عرصه باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 11:36  توسط حامد جلیل نژاد | 
مركزتحقيقات امورمجلس رياست جمهوري، تأملي بر اقدامات خصمانه آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران از آغاز تا كنون را بررسي كرد فشار هاي يك جانبه آمريكا بر ايران از همان آغاز انقلاب اسلامي تا كنون تداوم داشته است. از جمله مهمترين اقدامات خصمانه ايالات متحده عليه ايران، قوانيني است كه جهت اعمال فشار اقتصادي بر جمهوري اسلامي ايران وضع كرده و به اجرا گذارده است. به گزارش روابط عمومي معاونت امورمجلس ، مركز تحقيقات اين معاونت برجسته ترين مصاديق عملي اقدامات آمريكا را ، بلوكه كردن تمامي دارايي هاي بانك مركزي و دولت ايران در داخل خاك ايالات متحده ، ممنوعيت صادرات ايالات متحده به ايران ، ممنوعيت واردات از ايران و ممنوعيت مسافرت شهروندان آمريكايي به ايران يا روي آوردن آنها به انجام مبادلات مالي برشمرد.برهمين اساس ، منع فروش تسليحات آمريكايي به ايران ، ممنوعيت ورود كالاهاي ايراني به آمريكا، تحليل تحريم ها بر هر موجوديتي كه به ايران در توسعه تسليحات كشتار جمعي و تعداد بي ثبات كننده اي از تسليحات متعارف پيشرفته كمك مي كندنيز از عناوين برجسته ترين اين اقدامات گزارش كرد.و نيز، منع هر گونه تجارت و سرمايه گذاري امريكا در ايران، تحريم شركت هاي تجاري كه باايران تجارت مي كنند، تحريم هرگونه بانك بين المللي يا نهاد مالي، مجازات افراد و موجوديت هاي دست اندر كار در انتقال يا تأمين تجهيزات و فناوري ايران از اول ژانويه1999 ، از ديگرعناوين اين اقدامات مي باشد.همچنين مسدود كردن دارايي هاي اشاعه دهندگان تسليحات كشتار جمعي و حاميان آنهاو منزوي سازي مالي آنها ، كه با برچسب ساختگي ، تحريم هشت شركت ايراني و غير ايراني نيز در اين ليست قرارگرفته و گفته مي شودكه از برنامه تسليحات كشتار جمعي ايران حمايت ميكنند، نيز در همين راستا عنوان شده اند. براساس اين گزارش، اقدامات خصمانه آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران از نظر نقض مقررات بين المللي به دو دسته ، قواعد به صورت اقدامات ناقض مفاد"عهد نامه مودت، روابط اقتصادي و حقوق كنسولي بين ايران و ايالات متحده" و اقدامات ناقض تعهدات مثل "بيانيه الجزاير بين ايران و ايالات متحده " مي باشد ، تقسيم مي گردد. از جمله اقداماتي كه در دسته اول ناقض مفاد صورت پذيرفته است، مي توان به ايجاد اختلال اقتصادي و ممانعت از اجراي قرارداد اقتصادي ايران از راه اعمال نفوذ و فشار بر كشور ها از جمله جلوگيري از احداث نيروگاه اتمي بوشهر ميان ايران و آلمان اشاره كرد . براساس همين گزارش، حمله به سكو هاي نفتي ايران در سال 1366، سرنگون كردن هواپيماي مسافر بري ايران بر فراز خليج فارس در تيرماه 1367، وخودداري از فروش هواپيماي مسافر بري بوئينگ و ممانعت از فروش ه واپيماي ايرباس به ايران از راه نفوذ در هيأت مديره هاي اين كنسرسيوم وخودداري از واگذاري قطعات يدكي و تجهيزات از ديگر اين اقدامات خصمانه اين دسته اول اقدامات ناقض مفاد برشمرده مي شود. دسته دوم ، اقدامات ناقض تعهدات مثل "بيانيه الجزاير بين ايران و ايالات متحده " مي باشد كه شامل نقض تعهد دولت آمريكا به پرهيز از مداخله در امور داخلي ايران و باز پس دادن اموال و دارايي هاي مسدود شده ايران و پايان يافته تلقي كردن دعاوي مربوط به گروگان گيري بوده كه در پرونده اقدامات وسياستهاي خصمانه آمريكا در مورد ايران وجود دارد. همچنين ، در بخش ديگري از بررسي مطالعاتي مركز تحقيقات از اين اقدامات خصمانه ايالات متحده عليه جمهوري اسلامي ايران اشاره شده، فشارهاي يك جانبه عليه ايران در طول سه دهه وجود داشته است و نه تنها كاهش نيافته بلكه شدت، عمق و گستره بيشتري يافته و اين امر از فزايندگي فشارهاي عليه ايران حكايت دارد .ديگر اينكه نه تنها خصومت امريكا عليه ايران به موضوعات اقتصادي (وبه طور خاص تحريم اقتصادي) محدود نشده بلكه طيف گسترده اي از فشارها از قبيل تبليغات رسانه اي ،تهديد نظامي، حمايت از خرابكاري و ب براندازي ، هجمه فرهنگي (ناتوي فرهنگي) و فشارهاي ديپلماتيك را در بر مي گيرد. همچنين ، خصومت آمريكا عليه ايران نه معطوف به تغيير رفتار؛ بلكه معطوف به تغيير نظام ايران بوده است كه در سه دوره جنگ تحميلي، استراتژي مهار دوگانه و مقابله با توانمندي هسته ايران آشكارا ديده مي شود. در ادامه اين گزارش عنوان گرديده كه ايالات متحده درطول سه دهه اخير كوشيده است تا كانون هاي بي ثباتي در اطراف ايران را تقويت نموده و حتي اين بي ثباتي ها را به داخل ايران نيز سرايت دهد و در اين ميان تلاش كرده است "ايران هراسي" كاذبي را نيز در ميان اعراب ايجاد كند. آمريكا درطول اين سالها به سوءتفاهم هاي ارضي ميان ايان و درياي خزر ميان ايران وساير كشورهاي ساحلي اين دريا دامن زده وآن را تقويت نموده است تا جايي كه واگرايي با ايران را در ميان جمهوري هاي آسياي ميانه ترويج كند وبدين وسيله حضور نظامي خود را در پيرامون ايران برقرار نموده و تداوم بخشد ونيز از حق قانوني ايران در دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي جلوگيري كند. براساس همين گزارش در پايان بايد به اين نكته اشاره كرد كه انسجام مردمي و همدلي ميان نظام اسلامي و مردم ولايتمدار دو عامل مهم بازدارنده در برابر اين گونه اقدامات خصمانه بوده است. واين مهمترين عاملي است كه سبب وحشت هميشگي آمريكا از مردم ما شده است.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مهر 1393ساعت 22:0  توسط حامد جلیل نژاد | 
نگاهی به اقدامات تروریستی منافقین در سالهاي آغازين انقلاب نام گروهک تروریستی منافقین در ایران یادآور جنایت‌ها و اقدامات تروریستی است که موجب شهادت بسیاری از مقامات برجسته جمهوری اسلامی ایران و شمار زیادی از مردم شده است. اعضای این گروهک تروریستی از دهه 1980 در اردوگاهی به نام اشرف در شرق استان دیاله عراق که هم مرز ایران است، مستقر شدند و به همکاری همه‌جانبه با رژیم بعث‌‌پرداختند. با روی کار آمدن دولت جدید عراق و فعالیت‌های صورت گرفته از سوی تهران، به گفته مقامات عراقی این اردوگاه تا 2 ماه آینده بسته خواهد شد. البته سرنوشت سران این گروهک به طور مشخص اعلام نشده است؛ اما در مقطع کنونی، اتحادیه اروپا در اقدامی سیاسی و در حمایت از این گروهک، نام منافقین را از فهرست تروریست‌ها خارج کرد، در حالی که می‌توان هزاران دلیل بر تروریست بودن آنها ارائه کرد. شکل‌گیری‌ گروهک تروریستی منافقین در سال 1344 سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به عنوان یک گروه سیاسی نظامی، توسط 3 تن از به اصطلاح روشنفکران جوان، با هدف سرنگونی رژیم وابسته پهلوی تاسیس شد. این سازمان تحت تاثیر سرکوب قیام مردمی 15 خرداد و شکست مبارزات مسالمت‌آمیز، در جریان تدوین راهبرد به مبارزه مسلحانه رسید و بتدریج با بهره‌گیری از تئوری‌ها و تجارب جریان‌های چپ و مارکسیست آمریکای لاتین، شیوه جنگ چریکی شهری را در تاکتیک اتخاذ کرد. در سال 50 بنیانگذاران این سازمان و اکثریت کادر آن توسط ساواک دستگیر و اين سازمان در آستانه انحلال کامل قرار گرفت. سازمان مجاهدین خلق در سال 54 با تغییر ایدئولوژی، مارکسیسم را پذیرفت و در پی آن تصفیه‌ خونینی در آن صورت گرفت و تعدادی از کادرهای آن ازجمله مجید شریف واقفی به قتل رسیدند. در سال 57 با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط شاه، اعضای باقی‌مانده گروه از زندان آزاد شدند و از همان ابتدا به مخالفت با انقلاب پرداختند و از سال 60 به دنبال 3 سال کش و قوس بالاخره مشی مسلحانه را علیه جمهوری اسلامی ایران برگزیدند. متعاقب آن سران این گروه به فرانسه و سپس به عراق پناهنده شدند و خود را به طور کامل در راستای سیاست‌های دولت صدام و علیه منافع مردم ایران قرار دادند. به دنبال شکست‌های پی‌درپی در راهبردهای اعلام شده، بحث‌های جدیدی به نام انقلاب ایدئولوژیک به راه افتاد. از این سرفصل یعنی از سال 64 به بعد گروهک تروریستی سیاسی نظامی منافقین، در عمل مسیر تبدیل شدن به یک فرقه مذهبی تروریستی خطرناک را به سرعت طی کرد و نیروهای خود را به ورطه‌ای فوق‌العاده هولناک کشاند. سال 67 با ناامیدی دست به آخرین حربه جنگی خود زد و به قصد تصرف تهران با کمک نیروهای عراقی و تسلیحات غربی به سمت تهران به حرکت درآمد و پس از 3 روز با تحمل تلفات بی‌شمار شکست را پذیرفت و نیروهای باقی‌مانده ناچار به عراق متواری شدند. این گروهک در حال حاضر به عنوان تنها راه بقا، مشغول وطن فروشی و جاسوسی به نفع بیگانگان است و می‌کوشد با آویزان شدن به قدرت‌های بزرگ مفری برای نجات بیابد. اقدامات تروریستی منافقین عملکرد گروهک تروریستی منافقین، طیف وسیعی از ترورها و حملات مسلحانه را تشکیل می‌دهد، به گونه‌ای که براساس بررسی‌های صورت گرفته 16 هزار نفر از مردم کشورمان در این اقدامات تروریستی به شهادت رسیده‌اند. اوایل سال 59 حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب که در آن موقع به عنوان نماینده امام خمینی (ره) بودند، در حال پاسخگویی به پرسش‌های دانشجویان در دانشگاه تهران توسط ضبط‌صوت‌های بمب‌گذاری شده منافقین مورد سوء قصد قرار گرفتند و جراحتی عمیق برداشتند. حادثه تروریستی 6 تیر 1360؛ وقتی آیت‌الله خامنه‌ای، نماینده وقت امام خمینی در مسجد ابوذر در حال سخنرانی بودند، روسای گروهک منافقین پس از آن که بنی‌صدر، یار و همراه خود را در آستانه عزل از مسند ریاست جمهوری دیدند، با اعلام شورش مسلحانه، نیروهای خود را به خیابان‌ها فراخواندند و ناگهان جمعی اسلحه به دست یا با چاقو و تیغ موکت‌بری ضمن حمله به افراد بی‌گناه تعدادی را به شهادت رساندند و جمعی را نیز زخمی کردند. یکی از فجیع‌ترین اقدامات گروهک تروریستی منافقین در 7 تیر 60 رخ داد. در این زمان بود که بمبی قوی مرکز حزب جمهوری اسلامی را تخریب کرد و موجب شهادت دکتر بهشتی، رئیس دیوانعالی وقت کشور و بیش از 72 تن از یاران امام شد. 8 تیر 60 کاظم افجه‌ای از اعضای منافقین با سلاح کمری، کچوئی رئیس زندان اوین را در دادسرای انقلاب اسلامی به شهادت رساند و خود نیز با همان سلاح خودکشی کرد. 8 شهریور 60 محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران همراه با محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر بر اثر انفجار بمبی که در ساختمان نخست‌وزیری توسط منافقین کار گذارده شده بود، به شهادت رسیدند. 20 شهریور 60 مجید نیکو از دیگر اعضای منافقین، آیت‌الله مدنی امام جمعه تبریز را همراه 17 تن از مردم پس از برگزاری نماز جمعه به شهادت رساند. 7 مهر 60 هادی علویان از دیگر اعضای منافقین، آیت‌الله هاشمی‌نژاد را به شهادت رساند. 30 آذر 60 گوهر ادب آواز از اعضای منافقین، آیت‌الله دستغیب امام جمعه شیراز را وقتی عازم نماز جمعه بود همراه 12 نفر دیگر به شهادت رساند. 11 تیر 61 آیت‌الله صدوقی امام جمعه یزد در حال ترک جایگاه توسط یک عضو منافق که ملبس به لباس ارتشی بود، به طرز فجیعی به شهادت رسید. 23 مهر 61 آیت‌الله اشرفی اصفهانی، امام جمعه کرمانشاه در مسجد جامع کرمانشاه توسط محمدحسین خداکرمی از اعضای گروهک منافقین به شهادت رسید. 24 اسفند 1363 منافقین کوردل با قرار دادن بمبی 7 کیلویی در محل برگزاری نماز جمعه تهران به امامت آیت‌الله خامنه‌ای، بسیاری از افراد حاضر در نماز جمعه را به شهادت رساندند. بر اثر انفجار این بمب 14 نفر به شهادت رسیدند و 88 نفر مجروح شدند. دولت جدید عراق پس از به دست گرفتن کنترل پادگان اشرف تصمیم گرفته است تا 2 ماه آینده این پادگان را به زباله‌‌دانی تاریخ بسپارداز دیگر اقدامات تروریستی منافقین می‌توان به ترور اسدالله لاجوردی، رئیس زندان‌های ایران در سال 1377 و علی صیاد شیرازی فرمانده نیروهای مسلح ایران اشاره کرد. 4 بهمن 1379 آرام گفتاری، از اعضای گروهک منافقین با انجام عملیات انتحاری به وسیله نارنجک در میان مردم تهران، موجب به شهادت رسیدن و زخمی شدن تعدادی از مردم شد. حمله خمپاره‌ای خیابان ولیعصر تهران در سال1379 که موجب شهادت 2 نفر و مجروح شدن 7 نفر شد، حمله خمپاره‌ای به دانشگاه شهید چمران اهواز، حمله خمپاره‌ای به ساختمان مسکونی در ایلام و حمله خمپاره‌ای به مجموعه مسکونی در تهران از دیگر حملات تروریستی گروهک منافقین است. عملیات مرصاد، پایانی بر منافقین پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران، منافقین در سال 1367 طی هماهنگی با رژیم صدام، اقدام به حمله‌ای کور علیه ایران کردند. به این ترتیب که قرار شد ارتش عراق با هجوم سنگین به مناطق جنوبی ایران، رزمندگان اسلام را به خود مشغول کند تا نیروهای منافقین بتوانند براحتی وارد ایران شده و تا تهران پیشروی کنند. مسعود رجوی، سرکرده منافقین پذیرش قطعنامه را نشانه ضعف رزمندگان کشورمان در جبهه‌های جنگ دانسته و به فکر تصرف تهران افتاده بود و در همین خصوص نیروهای خود را در گروه‌های نظامی آراست. در یک طرح هماهنگ با ارتش عراق قرار شده بود نیروهای عراقی از جنوب به ایران حمله کنند تا منافقین نیز براحتی از سمت غرب پیشروی کنند. خوش خیالی منافقین تا حدی بود که مسعود رجوی شب پیش از حمله به مهدی ابریشمچی که فرمانده محور تهران بود، اعلام کرده بود وقتی به تهران رسید اتاق کار سابق وی را در خیابان علوی آماده کند تا زمانی در آن مستقر شود. این سرکرده منافقین به دیگر اعضای خود دستور داده بود تا پس از ورود به تهران تا 48 ساعت هر کاری خواستند انجام دهند و هر کسی را که خواستند بکشند تا این که وی فرمان عفو عمومی بدهد. رجوی تصور می‌کرد در صورت ورود به ایران مردم به آنها خواهند پیوست. نیروهایی که در این عملیات شرکت داشتند شامل 3 دسته می‌شدند؛ یک دسته اعضای قدیمی گروهک منافقین که آموزش دیده بودند، یک دسته اعضایی که از کشورهای دیگر اضافه شدند و دیگری هم اسیران گروهک منافقین بودند. در ابتدای این عملیات، منافقین توانسته بودند تنگه پاتاق تا منطقه چهارزبر در 34 کیلومتری کرمانشاه را با سرعت زیاد طی کنند. علت سرعت بالای حرکت ستون‌های منافقین، حضور نداشتن قوای نظامی در غرب کشور بود، زیرا به دلیل هجوم سنگین ارتش عراق به جبهه جنوب بخش عمده‌ای از توان نظامی کشورمان در جبهه‌های جنوب غربی مشغول دفع تهاجم عراق بودند به همین دلیل در برابر حرکت ستون‌های منافقین مقاومتی وجود نداشت. در نهایت، نیروهای نظامی کشورمان در عملیات موسوم به مرصاد نیروهای منافقین را به کلی منهدم و متلاشی کردند و باقی‌مانده آنها به خاک عراق فرار کردند. وضعیت منافقین پس از عملیات مرصاد گروهک تروریستی منافقین در عراق فعالیت‌های خود را علیه ایران ادامه دادند و به عنوان ستون پنجم صدام عمل و در دراز مدت به عوامل رژیم بعث بدل شدند، به طوری که این تروریست‌ها در سرکوب کردها به صدام، رئیس‌جمهور مخلوع عراق کمک کردند. این گروهک تروریستی در زمان رژیم بعث در عراق تشکیلات، چاپخانه، دفاتر، گروه‌های نظامی، کمپ‌های آموزشی، آسایشگاه‌ها، کلینیک‌ها، مدارس و حتی زندان‌های مخصوص به خود را تاسیس کرده بود. اعضای فعال گروهک تروریستی منافقین در سال 1382همزمان با حمله‌ آمریکا به عراق و بسته شدن مرزهای سوریه قصد داشتند در سوریه از طریق دیدار با مقامات بین‌المللی و صلیب سرخ از آنها درخواست کنند تا اجازه دهند اعضای این گروهک از عراق به وسیله مرز سوریه خارج شوند که با دستگیری زن سوری‌ که توسط این گروهک اغفال شده بود و همراه خود مقدار زیادی پول و مدارک سازمان را به همراه داشت، 2 عضو منافقین نیز دستگیر و تحویل ایران داده شدند. پس از کنترل پادگان اشرف توسط آمریکایی‌ها، واشنگتن با برخورد دوگانه، استفاده ابزاری از آنها را در دستور کار خود قرار داد که البته پس از مقطع زمانی به رغم این رویکرد، نام گروهک منافقین را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد. در حال حاضر نیز دولت جدید عراق پس از به دست گرفتن کنترل پادگان اشرف، تصمیم گرفته است که تا 2 ماه آینده این پادگان را به زباله‌‌دانی تاریخ بسپارد، ولی هنوز سرنوشت مشخصی برای اعضا و سرکرده‌های این گروهک تروریستی که بعضا در کشورهای اروپایی به سر می‌برند، تعیین نشده است. مقدمه در جریان منازعات كم شدت، همواره بین اختلافات داخلی و وقوع جنگ میان كشورها رابطه مستقیمی وجود دارد. تقریباً در هر دوره تاریخی، وجود اوضاع ناآرام داخلی قدرت های خارجی را برای مداخله وسوسه كرده است. در جریان وقوع انقلاب در یك كشور، گروه های انقلابی ضعیف یا گروه هایی كه به ائتلاف با گروه انقلابی حاكم و سهیم شدن در قدرت سیاسی موفق نشده اند، به موضعگیری در برابر گروه حاكم می پردازند و در این راستا، برای تقویت شانس موفقیت خود در این مبارزه، می كوشند حمایت كشورهای خارجی و گروه های مخالف برانداز در یك كشور، برای كشورهای ثالثی، كه در برابر آن كشور نیات توسعه طلبانه دارند، همواره به منزله محركی برای آغاز جنگ به شمار می آید. در منازعه بین دو حكومت، گروه های مخالف در هر یك از دو كشور، وسیله دستیابی اهداف و استراتژی طرف مقابل قرار می گیرد، در چنین حالتی، گروه های مزبور سرنوشت خود را با استراتژی كشور مهاجم گره می زنند و تمام امكانات محلی قدرت خود را در راستای تحقق هدف مشترك به كار می گیرند. طی جنگ ایران و عراق نیز، چنین فرآیندی وجود داشت. رژیم عراق با حمایت از گروه های مخالف نظام انقلابی ایران، همچون جبهه خلق عرب در اوایل جنگ و سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) و حزب دموكرات كردستان و حزب كوموله درصدد بهره برداری از آنها علیه جمهوری اسلامی برآمد. در این میان، به دلیل آن كه از میان گروه های مزبور همكاری منافقین با رژیم عراق از برجستگی خاصی برخوردار است در زیر به بررسی آن می پردازیم. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی سازمان مجاهدین خلق ایران كه پس از انقلاب به سازمان منافقین شهرت یافت، یكی از كانون های مبارزه علیه رژیم پهلوی بود. این سازمان با ساختار تشكیلاتی منظم و نیز برخورداری از امكانات گسترده در راستای مبارزه مسلحانه و تظاهر به گرایش های اسلامی توانسته بود، افراد زیادی را جذب كند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قدرت طلبی رهبران گرایش های غیردینی آنها آشكارتر شد. با جبهه گیری نیروهای انقلابی در برابر آن، این سازمان به تدریج به مخالفی برانداز در برابر نظام اسلامی ایران تبدیل شد و در آشفتگی هایی كه پس از انقلاب پدید آمد، نقش محوری را ایفا كرد. این سازمان با موج تروری كه در اوایل انقلاب به راه انداخت، بسیاری از افراد و شخصیت های وفادار به امام(ره) وانقلاب را به شهادت رساند. بحث برانگیزترین اقدام این سازمان، همكاری با رژیم عراق در تهاجم این كشور علیه ایران بود؛ خیانتی كه به آسانی از حافظه ملت ایران محو نخواهد شد. در این مقاله، سعی می شود فعالیت ها و اقدامات سازمان منافقین، طی جنگ ایران و عراق بررسی و نقش این سازمان در روند تحولات جنگ ارزیابی شود. در این راستا، نخست، در مبحث جداگانه ای فعالیت های این سازمان از زمان شكل گیری تا آغاز جنگ تشریح خواهد شد و در مباحث بعد، مواضع و عملكرد آن از آغاز تا پایان جنگ تحمیلی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. الف) مواضع و عملكرد سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) از آغاز شكل گیری تا آغاز جنگ تحمیلی در حالی كه كودتای 28 مرداد، فضای سرد اختناق را بر كشور حاكم كرده بود و هرگونه فعالیت مسالمت آمیز مخالفان سیاسی رژیم با واكنش خشن روبه رو می شد، سركوب قیام پانزده خرداد 42 مهر پایانی بر مبارزه علنی و مسالمت آمیز بود. در این زمان، مشی مسلحانه در میان گروه های مختلف سیاسی با ایدئولوژی های گوناگون اعم از ملی، مذهبی و غیرمذهبی جا افتاده بود، به طوری كه هیئت های مؤتلفه و حزب ملل اسلامی از میان نیروهای مذهبی، چریك های فدایی خلق، حزب توده و چند گروه دیگر چپ از میان نیروهای غیرمذهبی به مشی مسلحانه روی آورده بودند. در شهریور ماه 1344، سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) از سوی محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان تأسیس شد. این سه تن از اعضای سابق نهضت آزادی ایران و از فارغ التحصیلان دانشگاه تهران بودند. آنها در دوره سربازی به مطالعه و بررسی درباره ایجاد یك سازمان مخفی برای عملیات مسلحانه پرداختند پس از پایان این دوره، به برگزاری جلسات منظم برای بحث درباره استراتژی و برنامه های سازمان همت گماشتند. سازمان با توجه به پیروزی های انقلابیون ماركسیست در چین و كوبا به مطالعه آثار رهبران انقلابی، مانند مائو، چه گوارا و رژیس دبری پرداخت. هر چند این سازمان ایدئولوژی اسلام را به عنوان تئوری راهنمای عمل خود برگزیده بود، اما مطالعه برخی از متون ماركسیستی برای استفاده از تجارب علمی و اجتماعی بر ایدئولوژی آن تأثیر گذاشت. حسین روحانی و تراب حق شناس، دو تن از فعالان سازمان، درباره ایدئولوژی آن می گویند: «منظور اصلی ما تركیب ارزش های والای مذهب با اندیشه علمی ماركسیسم است. ما معتقدیم كه اسلام با اندیشه علمی ماركسیسم است. ما معتقدیم كه اسلام راستین با تئوری های تحول اجتماعی، جبر تاریخ و نبرد طبقاتی سازگاری دارد». در واقع، آنان اسلام را از دیدگاه ماركسیسم تجزیه و تحلیل می كردند. بر همین اساس، امام خمینی(ره) در همان سال های مبارزه از تأیید سازمان خودداری كردند و به روایت حجت الاسلام سید محمود دعایی، امام پس از گفت و گو با حسین روحانی، نماینده سازمان و مطالعه كتاب راه انبیا راه بشر فرمودند: «اینها ضمن این كتاب می خواهند بگویند كه معادی وجود ندارد و معاد سیر تكاملی همین جهان است و این چیزی است خلاف معتقدات اصولی اسلام». با آغاز سال 1347، اعضای سازمان برای تدارك عملیات مسلحانه آماده شدند. آنها بدین نتیجه رسیده بودند كه نبرد مسلحانه در شهرها از روستاها مناسب تر است. اعضای گروه در خانه های تیم زندگی می كردند از طریق برخی از بازاریان تغذیه مالی می شدند. هم چنین عده ای از آنها برای فراگیری فنون نظامی به كشورهای عربی رفتند و با سازمان آزادی بخش فلسطین ارتباط برقرار كردند. در حالی كه سازمان برای آغاز عملیات مسلحانه در انتظار بازگشت اكثریت نیروهای اعزامی به پایگاه های فلسطینیان بود، واقعه سیاهكل در بهمن ماه سال 1349 از سوی چریك های فدایی خلق رخ داد، از همین رو، مجاهدین خلق(منافقین) در اجرای عملیات نظامی تعجیل كردند. به نظر می رسد سازمان مجاهدین خلق به عنوان یك گروه نظامی كه می كوشد اسلام را با نظرات ماركسیستی سازگار كند. از این كه در عرصه عمل، از یك گروه نظامی ماركسیست عقب بماند، احساس حقارت می كرد. نخستین عملیات نظامی سازمان برای تابستان سال 1350 برگزار شد و احكام صادره نشان دهنده برخورد قاطع رژیم با این حركت بود؛ به طوری كه دوازده تن به اعدام، شانزده تن به زندان ابد، یازده تن به زندان های ده تا پانزده سال و 25 تن به زندان های یك تا ده ساله محكوم شدن . "از میان محكومان به اعدام، دو تن به نام های بهمن بازرگانی و مسعود رجوی از مرگ رهایی یافتند. هر چند درباره نجات رجوی گفته شد كه بر اثر مساعی برادرش كاظم رجوی، عده ای از حقوقدانان و استادان دانشگاه ژنو در نامه ای به شاه خواستار عفو وی شدند، اما حقیقت ماجرا از این قرار بود كه ارتشبد نعمت الله نصیری، ریاست ساواك، در نامه ای به ریاست اداره دادرسی نیروهای مسلح، رجوی را از عوامل سازمان متبوع خود معرفی كرد و خواستار تجدید نظر در حكم صادره برای وی شد. بدین ترتیب، مسعود رجوی عامل ساواك در زندان رژیم به عنوان یك مبارزه باقی ماند تا سال های بعد در مقابل انقلاب اسلامی مردم ایران به ایفای نقش بپردازد. سازمان در فاصله زمانی سال های 1352 تا 1354 به عملیات های مختلفی دست زد كه نبرد خیابانی، بمب گذاری در اماكن مهم دولتی، ترور شخصیت های نظامی و ... را شامل می شد. در حالی كه سازمان علی رغم ضربات پی درپی رژیم در مقابل حمایت گروه های گوناگون اجتماعی به حیات خود ادامه می داد، از درون خود آن، ضربه مرگ آوری بر پیكره اش وارد آمد. در مهرماه سال 1354 گروهی از مجاهدین در بیانیه ای، ماركسیسم را تنها فلسفه واقعی انقلابی دانستند. آنان در این بیانیه از ناامیدی خود در تركیب ماركسیسم و اسلام سخن گفتند و اعلام كردند كه: «اینك، دریافتیم كه چنین پنداری ناممكن است». بدین ترتیب، ماركسیسم را انتخاب كه به اعتقاد آنها، «راه درست و واقعی برای رها ساختن طبقه كارگر زیر سلطه است». این تغییر مواضع، شكاف عمیقی را میان نیروهای سازمان ایجاد كرد. در حالی كه مجاهدین وفادار به ایدئولوژی اسلامی، مجاهدین وفادار به ماركسیسم را فرصت طلب و اپورتونیست می دانستند، مسعود رجوی فرصت طلبانه خود را از این درگیری ها دور نگه داشت و برای حفظ خود وجود وجود اختلافات داخلی و گروه های مخالف برانداز در یك كشور، برای كشورهای ثالثی كه در برابر آن كشور نیات توسعه طلبانه دارند، همواره به منزله محركی برای آغاز جنگ به شمار می آید كوشید. وی و طرفدارانش در ضدیت با گروه های مذهبی و نزدیكی با ایدئولوژی ماركسیسم چیزی از انشعابیون ماركسیست كم نداشتند و برخوردهای درون زندان با نیروهای مذهبی بیشتر از طرف آنها صورت می گرفت. بدین ترتیب، سازمانی كه برای سرنگونی رژیم شاهنشاهی تأسیس شده بود، در گرداب انحراف افتاد و بجز چند عملیات مسلحانه، نتوانست اقدام مهمی دیگری را انجام دهد، به طوری كه حتی از حركت های توده ای سال های 1356 و 1357 نیز عقب ماند و تنها در روزهای پایانی رژیم با حمله به اسلحه خانه ها و پادگان ها توانست مقدار درخور توجهی سلاح برای رویارویی با انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن به دست آورد. مواضع و عملكرد سازمان منافقین پس از پیروزی انقلاب اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسعود رجوی كه به همراه دیگر اعضای سازمان از زندان آزاد شده بود، به سازماندهی سازمان مجاهدین خلق پرداخت. افرادی كه مجددا به بازسازی سازمان پرداختند، بدون اطلاع از گذشته رجوی وی را به عنوان نخستین عضو كادر مركزی سازمان، مناسب ترین فرد برای رهبری تشخیص دادند. نخستین مخالفت جدی سازمان با نظام جمهوری اسلامی عدم شركت در انتخابات خبرگان قانون اساسی بود. آنان در حالی كه با تحریم انتخابات، خود را از یك مبارزه دموكراتیك كنار كشیده بودند، با اعلام كاندیداتوری ریاست جمهوری رجوی با نیروهای مخالف جمهوری اسلامی وارد عرصه شدند. با چنین سابقه ای، این نیروها با كاندیداتوری مسعود رجوی كوشیدند تا در انتخابات ریاست جمهوری شركت كنند، در حالی كه قانون اساسی نظام را قبول نداشتند. از همین رو، امام خمینی(ره) اعلام كرد كسانی كه در انتخابات خبرگان قانون اساسی شركت نكرده اند، حق شركت در انتخابات ریاست جمهوری را ندارند. ایشان با این اعلام منطقی، در واقع، به نیروهای معاند هشدار داد كه سعی نكنند شیوه بازی دموكراتیك را نادیده بگیرند. اما علی رغم ادامه كارشكنی های مجاهدین در مقابل نظام نوپا به آنان اجازه حضور در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی داده شد. در این میان، سازمان وزنه واقعی خود را در جامعه دریافت، چرا كه هیچ یك از 25 كاندیدای نمایندگی آنها به مجلس راه نیافتند. ب) عملكرد سازمان در طول جنگ تحمیلی عملكرد سازمان به منزله یك نیروی مخالف در حد و اندازه ای بود كه پیش از آغاز جنگ تحمیلی، رژیم بعثی عراق از تحلیل ها، مواضع و نشریات سازمان بهره بردای می كرد؛ اقدامی كه موجب شد تا منافقین براساس تاكتیكشان در دوره مزبور، در مقابل آن واكنش نشان دهند و سخنگوی آنان به عراق هشدار دهد كه «مجاهدین را سبب ترفندها و معامله گری های سیاسی خود قرار ندهد»، چرا كه به قول سازمان، آنان قبلاً رژیم عراق را آزمون بودند و «وقتی با شاه... به توافق رسیدند، انقلابیون ترقی خواهان ایرانی را از عراق اخراج كردند و رادیویشان نیز یكباره چنان موضعی را اتخاذ كرد كه گویی در ایران هیچ خبری نیست». سازمان با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران موضع فریبكارانه ای را اتخاذ كرد، بدین ترتیب كه در اعلامیه های آغازین خود، ضمن محكوم كردن تجاوز عراق، حضور نیروهای خود را در جبهه ها به تجویز مقامات كشور منوط دانست. با این همه، هفت روز پس از این، در اطلاعیه دیگری، از حضور نیروهای خود در جبهه های جنگ خبر داد. كم تر از یك ماه از آغاز جنگ نگذشته بود كه دادستان انقلاب اسلامی آبادان 41 نفر از اعضای مجاهدین را به اتهام جاسوسی بازداشت كرد. سازمان در اطلاعیه خود در تاریخ 27 آبان ماه سال 1359 این اقدام را ادامه فشارهای وارده بر این تشكیلات دانست و اعلام كرد: «دادستانی انقلاب آبادان حكمی در مورد خروج گروه های سیاسی از جمله مجاهدین خلق از این شهر را صادر كرده و برای این كار 24 ساعت مهلت داده است تا آن جا كه به مجاهدین خلق مربوط است، در واقع، این حكم آخرین حلقه از سلسله فشارهای مستمری است كه از اولین روزهای آغاز نبرد مقاومت در مقابل عراق بر نیروهای ما كه در سنگرهای مقدم نبرد در كنار مردم بوده اند، وارد می شود». آنان در حالی مدعی حضور در جبهه ها بودند كه اساساً در تحلیل هایشان این جنگ را جنگ ارتجاعی و ناعادلانه ای می دانستند. از نظر آنها، انگیزه ایران از این جنگ، صدور انقلاب [و] انگیزه عراق قطب شدن در منطقه و ادعاهای مرزی است به اعتقاد رهبران مجاهدین، «چون مسائل داخلی ایران بیشتر است، اگر جنگ دراز مدت شود، باعث سقوط رژیم ایران خواهد شد ولی عراق علی رغم داشتن یكسری مسائل داخلی، چون قدرت سازماندهی دارد قادر است كه مسائلش را حل نماید». آنان پس از شكست در انتخابات مجلس شورای اسلامی، به بنی صدر كه طرفدارانش سرنوشتی همچون مجاهدین یافته بودند، نزدیك شدند و با فریبكاری خود را آماده حضور در جبهه ها معرفی كردند و اجازه حضور یا عدم حضور را در صلاحیت بنی صدر (فرمانده كل قوا) دانستند، نه دادستانی انقلاب آبادان. سلسله حوادث داخلی كه به غائله 14 اسفند ماه سال 1359 منجر شد، چهره واقعی مجاهدین را آشكار كرد. در این روز، طی سخنرانی بنی صدر به مناسبت گرامی داشت درگذشت دكتر محمد مصدق در دانشگاه تهراان، مجاهدین به همراه دیگر طرفداران رئیس جمهور، هواداران حزب جمهوری اسلامی حاضر در مراسم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از این واقعه، مجاهدین كه آن را اجرای قانون عدالت از سوی مردم ستمدیده می دانستند، جمهوری اسلامی را به خشونت های تروریستی و تحمیل جنگ فراگیر داخلی تهدید كردند. دوازده روز بعد از واقعه 14 اسفند، مسعود رجوی در پیام زود هنگام نوروزی خود، رهبر انقلاب را به آغاز جنگ تحمیلی متهم كرد: «در سالی كه گذشت، ندان كاری های مفرط سیاسی، بی كفایتی در برخورد با مسائل بین المللی، دخالت در امور دیگران به بهانه صدور مكانیكی انقلاب (كه گویی انقلاب هم یك كالا است) مضافاً بر همه، شقه سازی های نفاق افكنانه در صفوف خلق، كار را به آن جا رساند تا حكام مستبد عراق به فكر ارضای هوس های جاه طلبانه خود در خاك میهن ما بیفتد». در این پیام، رهبر سازمان ادعاهای دروغین سازمان متبوع خود را مبنی بر شركت در جنگ برملا كرد؛ زیرا، به اعتقاد آنان، ایران جنگ را آغاز كرده بود. بدین ترتیب، موضعگیری های بعدی مجاهدین عمق رویارویی آنان با جمهوری اسلامی و حتی مقدسات و چارچوب های ملی را نشان داد. پس از جریان 14 اسفند، امام خمینی(ره) در تاریخ 26 اسفند هیئتی را مأمور رسیدگی به اختلافات رئیس جمهور و دولت و مجلس كرد، اما بنی صدر و مؤتلفینش از جمله مجاهدین درصدد بودند تا همچون 14 اسفند غائله دیگری را بیافرینند. از همین رو، تصویب قانون قصاص بهانه ای شد تا جبهه ملی، هواداران خود را برای راهپیمایی اعتراض آمیز فراخواند و گروه های مخالف دیگر از جمله مجاهدین آن را فرصت مهمی بدانند. در مقابل این فراخوانی، رهبر كبیر انقلاب طی پیامی در تاریخ 25 خرددا ماه سال 1360 اعلام كردند: «واجب است مردم به بیرون بیایند نگذارند كه ضداسلام راهپیمایی نمایند». بدین ترتیب، روز25خرداد به رفراندومی مردمی تبدیل شد كه مجاهدین همواره خواهان آن بودند، اما نتیجه آن مورد رضایت آنان نبود؛ زیرا، این رفراندوم در ادامه رفراندوم جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن بود. از همین رو، سازمان از 30 خرداد ماه سال 1360 وارد فاز عملیات مسلحانه علیه جمهوری اسلامی شد. به اعتقاد نظریه پردازان سازمان، پایان این فاز به پیروزی آنان خواهد انجامید: «ما مجاهدین خلق با درك واقع بینانه از رژیم و آشتی ناپذیری و متعارض شدن تضاد با رژیم ضد خلق، پس از 30 خردادماه، قاطعانه استراژی مبارزه مسلحانه و در مرحله اول این استراتژی، ضربه یا ضربات تعیین كننده و فاز یك تهاجمی (تهاجم به هر قسمت) و تشكیل آلترناتیو را در دستور كار خود قرار دادیم». سازمان در حالی به این فاز روی آورد كه رؤسای آن می دانستند در این مرحله، تنها می توانند به انجام ترورهای كور دست بزنند و هیچ گاه به موفقیت خود بدون پشتوانه خارجی اطمینان نداشتند. بنی صدر پیش از فرار به خیال آن كه مجاهدین نیروی درخور توجهی را در اختیار دارند، از آنان خواست تا «همه را بسیج كرده و با آزاد كردن منطقه ای از تهران و مستقر شدن در آن با رادیوی موج مبنی بر این كه نیروی ده هزار نفری در كار نیست، در واقع، حكایت از آگاهی مجاهدین از عمق نفوذشان در جامعه داشت. بدین ترتیب بنی صدر شد راه باطلی كه با مجاهدین آغاز كرده بود، با اقامت در خاك بیگانه ادامه دهد. از تشكیل شورای ملی مقاومت تا مزدوری عراق بین صدر و رجوی پس از فرار از ایران در پاریس به همراه حزب دموكرات كردستان، جبهه دموكراتیك ملی ایران، شورای متحد چپ، سازمان استادان متعهد دانشگاه های ایران، كانون توحیدی اصناف، سازمان اتحاد برای آزادی كار و سازمان اقامه، شورای ملی مقاومت را بنیاد نهادند. بعدها، حزب كار ایران، جنبش زحمتكشان گیلان و مازندران، اتحادیه كمونیست های ایران (سربداران) و سازمان چریك های فدایی خلق نیز به آنها پیوستند. بسیاری از این سازمان ها، تعداد اعضایشان از انگشتان یك دست تجاوز نمی كرد و پس از سازمان مجاهدین، حزب دموكرات كردستان از همه شاخص تر بود. از همین رو، مجاهدین نقش پدرخوانده را برای شورا داشتند. سازمان به جای اصلاح اشكالات و رفع كمبودهای خود كه مورد انتقاد سایر اعضای شورا بود، به ایجاد سازمان ها و گروه های تابع خود در شورا اقدام كرد، با این خیال كه در عرصه افكار بین المللی، تركیب گسترده ای از نمایندگی تمام اقشار و طبقات جامعه را كه در شورا عضو هستند، به نمایش بگذارد. طبق میثاقی كه اعضای شورا امضا كردند، بنی صدر به عنوان رئیس جمهور نظام جمهوری دموكراتیك اسلامی و رجوی به عنوان نخست وزیر انتخاب شدند. نكته جالب این كه آنان در حالی لفظ اسلامی را برای حكومت آینده خود برگزیده بودند كه بیشتر گروه های عضو شورا، غیرمذهبی و لائیك بودند و حتی هنگامی كه این امر موجب اعتراض اعضای شورا قرار گرفت، مجاهدین اعتراف كردند كه با كنار گذاشتن لفظ اسلامی در مقابل اعتراضات مؤتلفینشان وعده سرنگونی سریع جمهوری اسلام را طی دو سه ماه می دادند و از متحدان خود می خواستند كه اعتراضاتشان را برای مجلس مؤسسان قانون اساسی بگذارند. گذشت زمان باور متحدان رجوی را نسبت به سخنانش سست تر كرد تا آن جا كه به گفته مهدی خانبابا تهرانی، رجوی در سال دوم عمر شورا در مقابل تعیین دوره سرنگونی جمهوری اسلامی پاسخ داد: «تا پایان سال آینده، نمی توانم به این سؤال جواب بدهم؛ چون، مشغول ارزیابی نیروهای خود هستیم و در میان نیروهایمان حلقه مفقوه ای داریم كه مشغول یافتن و وصل آن به سازمان هستیم». به مرورس، برای همگان ثابت شد كه این حلقه مفقوده در كجا پنهان است. آن حلقه مفقوده نه در میان نیروهای سازمان و نه در میان نیروهای متحد آن، كه دررژیم بعثی عراق بود و رجوی قصد داشت سازمان خود را باآن پیوند دهد. رهبر سازمان از همان نخستین سال سكونت در فرانسه كوشید تا از طریق پیام ها و مصاحبه هایش به دولتمردان عراق بفهماند كه او به عنوان یك نیروی اپوزیسیون می تواند با زیاده خواهی های عراق همراه كند، به طوری كه وی در مصاحبه خود در آذر ماه سال 1360 با مجله الوطن العربی می گوید: «مشكل شط العرب ظاهر قضیه است. مشكل اصلی، تهدیدهای [امام] خمینی برای صدور انقلاب به خارج است كه باعث بروز جنگ شده است. به نظر ما، شط العرب متعلق به عراق است». مسئله مطرح كردن صدور انقلاب به منزله دلیل اصلی جنگ اتهامی بود كه سازمان در تحلیل های سری خود در همان نخستین ماه های جنگ مطرح می كرد، اما نكته مهم در این مصاحبه، آن است كه رجوی تا جایی پیش می رود كه از تمامیت ارضی ایران چشم می پوشد و به طور شگفت انگیزی، اروند رود را با نام شط العرب متعلق به عراق می داند. او كه امیدوار بود با حمایت بیگانگان از رهبری اش در جنگ داخلی پیروز شود، در مصاحبه ای با مجله ساوت انگلستان خود را در نقش نیروی آلترناتیو جمهوری اسلامی تصور می كند و می گوید: «ما برای استقرار صلح برمبنای عدم مداخله در عراق آماده ایم». رجوی افزون بر ارسال پیام های محبت آمیز برای رژیم عراق، كوشید متحدان خود را آماده پذیرش ارتباط و همكاری با عراق كند. مجاهدین به صورت بحث های جداگانه این مسئله را در جلسات شورا مطرح می كردند و میزان موافقت و مخالفت اعضای شورا مطرح می كردند و میزان موافقت و مخالفت اعضای شورا را می سنجیدند، اما تا زمان مقرر، اجازه ندادند كه گروه های دیگر عضو شورا از ارتباط آنها با عراق آگاه شوند. پس از زمینه سازی های لازم، مسعود رجوی و طارق عزیز در پاریس با یكدیگر ملاقات كردند. بدین ترتیب، سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی، كه همه مراحل اعم از تحریم انتخابات، مخالفت قانونی، ایجاد تشنج، ضرب و شتم مخالفان و آخر الامر عملیات مسلحانه و ترورهای كور را آزموده بود، برای دستیابی به قدرت به آخرین مرحله، یعنی مزدوری بیگانگان وارد شد؛ مرحله ای كه برگشت ناپذیرترین راه در پیشگاه خلقی بود كه آنان داعیه نمایندگی شان را داشتند. طی ملاقات مزبور، طارق عزیز ابراز كرد: «امیدوارم در آینده نزدیك، دوست عزیزم مسعود رجوی را در پست ریاست جمهوری یا نخست وزیری ایران ملاقات كنم». اعلام این نكته بسیار آگاهانه و دیپلماتیك انجام گرفته بود. طارق عزیز درست زمانی كه بنی صدر خود را رئیس جمهور منتخب مردم می دانست و به عنوان رئیس جمهور در اتاق نزدیك مذاكره نشسته بود، این حرف را می زد. معنی چنین سخنانی این بود كه دولت عراق رچوی را منهای بنی صدر نیز قبول دارد و این سنگ بنای دیپلماسی جدیدی بود كه از این طریق، در شورا گذاشته شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، در اعلامیه مشترك طارق عزیز و مسعود رجوی آمده بود كه «عزیز تمایل صمیمانه عراق را به امضای قرارداد صلح با در نظر گرفتن تمامیت ارضی دو كشور، احترام به آزادی عقیده ملت های ایران و عراق عدم مداخله در امور داخلی یكدیگر را به مسعود رجوی ابراز كرده است». رجوی با این ملاقات خود را تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی تصور كرد از این زمان به بعد، مسئولیت برقرار صلح را به عهده گرفت. وی كه ادعا می كرد ملت ایران پس از شنیدن خبر ملاقات وی با طارق عزیز فریاد خوشحالی سرداده اند، در فراخوان هایش كوشید تا از طریق اقداماتی، همچون اعتصاب كارگران صنعت نفت كاركنان رادیو و تلویزیون، جمهوری اسلامی را به سازش با عراق مجبور كند. پس از ملاقات وی و طارق عزیز، عراق به عمده ترین مركز فعالیت سازمان منافقین تبدیل شد. مسئولان سازمان از همكاری با حكومت عراق اهداف زیر رادنبال می كردند: نخست این كه از نظر جغرافیایی، عراق با مرزهای زمینی طولانی ای كه با ایران داشت، بهترین و آسان ترین مسیر برای نفوذ گروه های عضو سازمان به داخل ایران بود. دوم آن كه، سازمان با بهره گیری از كمك های مالی و تسلیحاتی سخاوتمندانه دولت عراق می توانست توان مبارزاتی خود را در برابر نظام اسلامی ایران به میزان درخور توجهی افزایش دهد. از سوی دیگر، دولت عراق علاقه مند بود با جلب حمایت این سازمان، از شبكه فعالان و حامیان این سازمان در داخل ایران برای اجرای عملیات های خرابكارانه، انجام ترور شخصیت ها، كسب اطلاعات و اخبار از اوضاع نظامی و اقتصادی كشور و تضعیف اراده مردم برای مشاركت در جبهه های جنگ بهره برداری كند. به دنبال این سیاست، پایگاه های منافقین كه تعداد آنها را هفده پایگاه بر شمرده اند، در داخل خاك عراق و در نزدیكی مناطق مرزی این كشور با ایران تأسیس شد. اصلی ترین پایگاه آنها به نام اشرف در صد كیلومتری شمال غربی بغداد واقع شده بود. بدین ترتیب، با حمایت مالی و نظامی رژیم عراق، واحدهای نظامی سازمان به سرعت سازماندهی و تجهیز شدند. براساس برآوردهای انجام شده، سازمان تعداد پانزده تا بیست هزار نیرو را در قالب ارتش به اصطلاح آزادی بخش ملی سازماندهی كرد. این سازمان هم چنین، از نظر تسلیحات مكانیزه نیز توانست امكانات درخور توجهی را جمع آوری كند، اما با وجود این امكانات، بغیر از مرحله پایان جنگ، موفق نشد عملیات نظامی مستقلی را علیه نیروهای ایرانی انجام دهد. در اوایل سال 1367، نیروهای سازمان با پشتیبانی ارتش عراق عملیاتی را با نام آفتاب در منطقه شوش انجام دادند كه با دادن تلفات فراوانی به عقب نشینی مجبور شدند. عمده فعالیت این سازمان در خلال جنگ هشت ساله را می توان اعزام گروه هایی برای انجام عملیات های ترور و خرابكاری، به ویژه ترور رزمندگان و فرماندهان نظامی در داخل ایران، جاسوسی از تحركات نظامی ایران، انجام تبلیغات مسموم از طریق رادیوی اختصاصی این گروه در عراق و نیز شایعه سازی برای تحت الشعاع قرار دادن حمایت های مردمی از جبهه ها دانست. نیروهای وابسته به سازمان منافقین حضور گسترده ای در كنار نیروهای عراقی داشتند و شنود مكالمات بی سیمی و تلفنی نیروهای ایرانی بیشتر از سوی نیروهای این سازمان صورت می گرفت. هم چنین، آنها به عنوان نیرویی وابسته به ارتش عراق، در سركوب قیام های مردمی این كشور نیز نقش مستقیمی را عهده دار بودند، به طوری كه در سركوب شرش كردهای شمال و شیعیان جنوب عراق سهم عمده ای را ایفا كردند و در این راستا، جنایت های بی شماری را مرتكب شدند. آنها با اطلاعات نظامی با ارزشی، كه از تحركات نظامی نیروهای نظامی ایران و مختصات دقیق پایگاه های نظامی و مراكز صنعتی در اختیار ارتش عراق قرار دادند، توانستند كمك های ارزشمندی را برای دستیابی به اهداف نظامی رژیم بغداد به آن ارائه كنند. عملیات مرصاد تا پایان جنگ همكاری تنگانگ سازمان با عراق در همه ابعاد روندی صعودی داشت. با پذیرش قطع نامه 598 از سوی ایران، ادعای صلح طلبی عراق در عرصه جهانی زیر سؤال رفت و چشم انداز نامعلومی بر روابط دو كشور و مشخصاً سازمان مجاهدین خلق (منافقین) حاكم شد. برخلاف دوره جنگ، روند امور برای این گروه ناامید كننده و حضور آن در عراق برای رژیم بعث دردسر آفرین به نظر می رسید؛ بنابراین، سازمان به خیان یكسره كردن كار جمهوری اسلامی به فكر عملیات نظامی گسترده افتاد تا برای آخرین بار بخت خود را بیازماید. عراق نیز كه از موفقیت های به دست آمده به شدت مغرور شده بود و پایان جنگ را نزدیك می دید، درصدد برآمد تا عقب ماندگی های خود را در طول جنگ جبران كند و با اشغال مجدد اراضی ایران و به اسارت گرفتن نیروهای ایرانی، بتواند در پای میز مذاكرات از موضع قدرت صحبت كند، از این رو، هنگامی كه حملات ارتش عراق از سوی سازمان ملل و دولت ها محكوم شد و داعیه صلح طلبی این كشور زیر سؤال رفت، آنان به عنوان آخرین برگ برنده رژیم به كار گرفته شدند. هر چند سازمان كاملاً تحت سلطه و نفوذ عراق قرار داشت، اما فعالیت نظامی اش علیه ایران به عنوان یك حركت داخلی قابل توجیه بود. نكته دیگر این كه یك ماه پیش از این، پس از تصرف مهران، ارتش عراق این منطقه را به نیروهای مزبور سپرده بود. از سوی دیگر، مسئولان سازمان منافقین با آغاز مذاكرات صلح به ایستگاه آخر رسیده بودند و دیگر نمی توانستند با طرح شعار صلح طلبی خود را در افكار عمومی جهانیان به عنوان تنها طرف برقرار كننده صلح در مقابل عراق مطرح كنند. البته، وجود چنین وضعیتی پس از استقرار نیروهای سازمان در خاك عراق قابل پیش بینی بود و در واقع، آنها سال ها پیش از این انتحار سیاسی كرده و در این زمان، به صورت یك نیروی نظامی مزدور همچون فالانژهای لبنان درآمده بودند. در سوم مردادماه سال 1367، هم زمان با آغاز حمله نیروهای عراقی از منطقه جنوب ایران، نیروهای سازمان حملات خود را علیه ایران از سمت غرب آغاز كردند. آنان قصد داشتند براساس یك برنامه زمان بندی شده 33 ساعته با بهره گیری از 25 تیپ كه مجموعاً چهار تا پنج هزار نفر را در بر می گرفتند، در پنج مرحله، از شهرهای سرپل ذهاب، اسلام آباد، همدان و قزوین عبور كنند و خود را به تهران برسانند. سخنگوی آنان، اهداف سازمان را از این عملیات چنین اعلام كرد: «استراتژی مجاهدین وارد آوردن هر چه بیشتر تلفات به نیروهای ایران و باز كردن راه برای یك انقلاب عمومی ضد [امام] خمینی است». هم زمان در یكی از رسانه های غربی نیز استراتژی منافقین ایجاد منطقه آزاد شده اعلام شد تا پس از پایان جنگ با استقرار در آن منطقه، منافع حكومت ایران را تهدید كنند. رهبر سازمان كه هنوز نمی خواست باور كند كه دیگر به عنوان طرف مذاكره صلح مطرح نیست، مذاكرات صلح از سوی ایران را مصنوعی و بهانه ای برای اتلاف وقت اعلام كرد، از همین رو، معتقد بود كه : «نباید اجازه داد رژیم ایران فرصت دیگری برای دفع الوقت بیابد از امضای قرارداد صلح طفره رود». براساس تحلیل های سازمان، جمهوری اسلامی در پی صدور انقلاب خود بود و تنها در صورتی از این اقدام و داعیه دست بر می داشت كه به مرز فروپاشی می رسید؛ موضوعی كه در حال حاضر، به دلیل آن كه به پذیرش صلح مجبور شده است، امكان پذیر می باشد. از همین رو، نیروهای سازمان از نقاط مختلف دنیا برای اعزام به ایران در عراق گردهم آمدند و هم زمان، به تشكیلات درون زندان های ایران اطلاع داده شد كه به زودی جمهوری اسلامی فرو خواهد پاشید؛ بنابراین، برای پیوستن به سازمان و ایجاد شورش در داخل زندان ها آماده باشند. عملیات فروغ جاویدان با 25 تیپ آغاز شد. هدایت عملیات مزبور را مسعود رجوی از طریق فرماندهان محورها بر عهده داشت. در این عملیات، برای هر یك از محورها به تناسب اهمیت مأموریت یك یا دو تیپ در نظر گرفته شده بود كه فرماندهان و حوزه عملیات آنان بدین قرار بود: 1) مهدی براتی، فرمانده محور اول و مسئول تسخیر اسلام آباد غرب؛ 2) ابراهیم ذاكری، فرمانده محور دوم و مسئول تسخیر كرمانشاه؛ 3) محمود مهدوی، فرمانده محور سوم و مسئول تسخیر همدان؛ 4) مهدی افتخاری، فرمانده محور چهارم و مسئول تسخیر قزوین؛ و 5) محمد عطایی با معاونت مهدی ابریشمچی، فرمانده محور پنجم و مسئول تسخیر تهران. دولت عراق نیز در این عملیات با ادواتی از قبیل 120 دستگاه تانك، چهارصد دستگاه نفربر، نود قبضه خمپاره انداز هشتاد میلی متری، سی قبضه توپ 122 میلی متری، 150 قبضه خمپاره چهارصد میلی متری، هزار قبضه تیربار كلاشینكف، سی قبضه توپ 106 میلی متری و هزار دستگاه كامیون و خودرو آنان را یاری می كرد. هم زمان با پیش روی نیروهای منافقین در عمق خاك ایران، برای جلوگیری از عملیات هوایی هواپیماها و بالگردهای جمهوری اسلامی، هواپیماهای عراقی پایگاه های شكاری نوژه همدان، وحدتی دزفول و هم چنین پادگان تیپ 2 سقز و پایگاه هوا نیزوز در كرمانشاه را بمباران كردند. یك روز بعد از حمله، یعنی در 4 مرداد ماه، نیروهای سازمان با حمایت آتش توپخانه عراق به شهرهای سرپل ذهاب، كرند و اسلام آباد غرب وارد شدند. شاید در آن روز، تمام نیروهای سازمان به این یقین رسیده بودند كه به زودی به تهرانوارد خواهند شد، اما رؤیای آنان همچون رؤیای صدام در سال 1359 تعبیر نشد دو روز پس از آن، عملیات نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت عنوان عملیات مرصاد با رمز یا علی در منطقه غرب آغاز شد. در این عملیات، سه گردان از تیپ نبی اكرم، تیپ مسلم و یك گردان از ایلام حضور داشتند. طی درگیری سختی كه در منطقه چهارزبر اتفاق افتاد، بسیاری از نفرات منافقین به هلاكت رسیدند و تمام تجهیزاتشان منهدم و با بسته شدن سه راه اسلام آباد – ملاوی راه عقب نشینی نیروهای منافقین بسته شد. بدین ترتیب، در روز 7 مرداد ماه، دیگر اثری از نیروهای ضد انقلاب در منطقه نبود. طی عملیات مرصاد، 1600 تا 2000 تن از مجاهدین به هلاكت رسیده و در حدود هزار نفر از آنان زخمی شدند. بدین ترتیب، آخرین تیر رژیم بعثی عراق نیز به مؤثر واقع نشد و صدام بدون این كه بتواند منطقه ای از ایران را در چنگ یك نیروی وابسته داشته باشد تا از آن طریق بتواند به ایران فشار بیاورد، مجبور شد در 15 مرداد ماه، آتش بس را بپذیرد. عملیات مرصاد پایانی بر یك پایان بود، چرا كه سازمان سال ها پیش از این، دفتر خود را بسته بود و اگر رژیم عراق در این سال ها به آنها اجازه داد تا در پایگاه های خود در داخل خاك عراق باقی بمانند به دلیل همان دیدی بود كه عراق به سازمان داشت؛ دیدی كه با دید رژیم صهیونیستی اسرائیل به فالانژهای لبنان متفاوت نیست: نیرویی مزدور در خدمت بیگانه. نتیجه گیری آخرین نكته ای كه تعمق درباره آن بسیار اهمیت دارد این است كه نقطه آغاز انحراف سازمان كجا بود و چرا افراد این سازمان به راحتی هم وطنان خود را به قتل می رسانند و با دشمن خارجی كه به كشورشان حمله كرده است، همكاری می كنند؟ در پاسخ باید گفت در واقع، آنچه این روند جدایی را موجب شد در ایدئولوژی سازمان نهفته بود؛ ایدئولوژی ای كه ادعای كمال و برتری نسبت به دیگر ایدئولوژی ها راداشت، از همین رو، اعضای سازمان را به مطلق انگاری دچار كرد، به طوری كه در این مطلق انگاری، هر كس جز خود را در مسیر باطل دیدند. التقاط در اندیشه، انحراف دیگری بود كه سازمان از همان روز نخست تشكیل، بدان دچار شد؛ نكته ای كه یكی از حمید شوكت در كتاب نگاهی از درون به جنبش چپ ایران به هوبی آن را گوشزد كرده است: «خطای دیگر مجاهدین قضیه التقاطی بودن مجاهدین در جهان بینی است كه در این زمینه هم، دچار یك توهم شده اند و گاهی رهبری آنها با چپ ایران به گونه ای سخن می گوید كه گویی مرجع گروه های چپ ایران نیز هست و در مورد مسائل ماركسیسم – لنینیسم با هر مقوله دیگری دارای حق فتواست. این رفتار در برخورد با ملیون نیز دیده می شود. آنها در برخورد با ملیون نیز به گونه ای سخن می گویند كه گویی وارث غیر مستقیم و رهبر جنبش ملی ایران هستند. در زمینه اسلام مسائل مذهبی كه كه خود را راستین تر از دیگران می دانند. اینها همگی نشان انحصار طلبی در اندیشه مجاهدین استو امر چنان به آنها مشتبه شده كه خود را وكیل و وصی جنبش ها و گرایش های سیاسی ایران می پندارند». البته، یادآوری این نكته نیز لازم است كه وجود شخصی مانند مسعود رجوی با داشتن سابقه همكاری با ساواك در رأس چنین سازمانی، نمی تواند سرنوشتی بهتر را برای آن رقم بزند. در واقع، عملیات مرصاد شلیك نهایی به سازمان بود، چرا كه آنان پس از افتادن به دامان عراق از دید مردم ایران به یك طرف جنگی تبدیل شدند و فرصت هر گونه بازگشت را از خود گرفتند. امروز، سازمان مانند بیمار محتضری است كه سرنوشتش به سرنوشت بیمار در حال احتضار دیگری پیوند خورده است. از همین رو، این روزها در جراید می خوانیم كه سازمان مجاهدین با اندك طرفدارانش در عراق در پی جایی برای استقرار است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 14:13  توسط حامد جلیل نژاد |